کتابداران فردا

خودمان هستیم و خودمان

سه شنبه هفته قبل سخنرانی همکار و دوست عزیزم آقای دکتر حاجی زین العابدینی بود. موضوع برنامه درباره بهداشت و تغذیه در مطالعه بود.

در حال گوش کردن به سخنرانی ایشان بودیم که تلفن همراهم زنگ خورد. خانم دکتر پریخ بودند. طبق قرار قبلی برای یک کار اداری به دانشگاه شهید بهشتی آمده بودند. رفتم به استقبالشان. بعد از احوالپرسی گفتم کوهنوردی مبسوطی کردید! اتفاقاً از طی مسیر طولانی به صورت پیاده وری سربالایی بدشان نیامده بود. به اتفاق به اتاق محل برگزاری سخنرانی رفتیم و همه غافلگیر شدند! بعد از سخنرانی دکتر زین العابدینی، خانم دکتر پریرخ هم درباره کتابشناس بودن، اطلاعات شناس بودن و اهمیت اطلاعات در هر لحظه از زندگی بشر، صحبت کردند و دانشجویان اندک ما هم از این جلسه بهره بردند. بقیه ساعات روز را با خانم دکتر بودیم. به اتفاق ایشان و آقایان دکتر عرفان منش و دکتر زین العابدینی ناهار را صرف کردیم و بعد از کمی گپ و گفت، هر کسی سراغ کار خود رفت. خانم دکتر پریرخ هم به دفتر گروه رفتند تا از رایانه آنجا برای کارهای خود استفاده کنند. حدود ساعت 15 بود که با ایشان خداحافظی کردیم. روز خوبی بود.

دیروز نرسیدم به همایشهای مختلف کتابدارانه بروم! از همایش سازمان فرهنگی هنری شهرداری بگیرید تا همایش الزهرا و جایزه زنده یاد ایرج افشار! صبح که کلاس با دانشجویان رشته مشاوره داشتم و ظهر به بعد هم درگیر کارهای کتابخانه بودم. کار نصب کانتر، گیت و زیبا سازی کتابخانه تمام شد و آقای دکتر مظاهری، رئیس دانشکده هم تا هفت شب ماندند و بر این کار نظارت داشتند. شنبه کارهای نهایی کتابخانه را باید تمام کنیم. به خصوص چیدمان فضای داخلی که کتابداران مرئی تر باشند.

امروز در منزل بودم و به کارهای عقب مانده میرسیدم. برای استراحت، تلویزیون را روشن کردم. فیلم دورافتاده با بازی تام هنکس را نشان میداد. تا به حال این فیلم را ندیده بودم ولی بسیار تاثیر گذار بود. تام هنکس که برای ماموریت شرکت خود به یکی از کشورهای امریکای جنوبی میرفت، برروی اقیانوس آرام هواپیمایش دچار سانحه شده و در اقیانوس سقوط می کند. هر چهار سرنشین هواپیما می میرند ولی او زنده می ماند تا به یک جزیره دورافتاده می رسد. با سختی و مشقت در آنجا زندگی میکند و چهار سال را در آنجا به سر می برد. تصور اینکه این لحظات چگونه بر یک آدم که در اوج داشتن امکانات بوده گذشته بسیار سخت است ولی نشان میدهد که آدمیزاد در هر شرایطی با اراده و تعقل و ابتکار خود میتواند بر موانع غلبه کند. تام با وجود اینکه چندین بار برای رفتن از جزیره ای که حتی یک پرنده هم در آن نبود تلاش کرد هر بار هم شکست خورد ولی باز از پا ننشت و در سال چهارم خودرا نجات داد. وگرنه میتوانست همانجا منتظر مرگ باشد. خلاصه اینکه فیلم طوری بود که آدمیزاد را به فکر فرو می برد. اینکه اگر جای او بودم چه می کردم!مثلاً اگر در کتابخانه اینترنت نباشد، قفسه نباشد، گیت نباشد، دوربین نباشد چه کنیم؟! دست روی دست بگذاریم و غصه بخوریم؟ کاری نباید کرد؟ شاید به نظر کلیشه ای باشد ولی این یک واقعیت است که انسان در هر شرایطی از پس هر کاری بر می آید. خیلی از اوقات از توانایی های جسمی و فکری مان استفاده نمیکنیم مگر اینکه در شرایط بحرانی قرار بگیریم. هنر ما این است که در این شرایط، مدیریت اوضاع را نشان دهیم نه در زمانی که همه چیز در دسترس با همه امکانات باشد.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:٠٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم