کتابداران فردا

چند روزی در خانه پدری

چند روزی هست که به خانه پدری آمدیم. دور از هیاهو و جنجالهای روزانه. بعد از هفت ماه فرصتی پیش آمد تا به اینجا بیاییم. سعی کردم تا جایی که ممکن است فقط در هنگام استراحت، پیگیر فضای مجازی و چک کردن ایمبلها باشم. چند مقاله برای داوری رسیده که فعلاً برنامه ای برای کار روی آنها ندارم. مگر اینکه برگردم دانشگاه و سرفرصت روی آنها تمرکز کنم. این هفته چند تا برنامه بزرگ هست. یکی روز کتابدار که سه شنبه است و یکی دیگر، همایش ادکا که 21 برگزار میشود.و بالاخره ادکایی ها مکان مورد نظر همایششان را یافتند و از این بابت خوشحالم. هرچند انتظار داشتم بعد از هفت سال حرفه ای تر عمل کنند. به هرحال، همین که این تحرک علمی دانشجویی را دارند و هدایتش میکنند جای شکرو تحسین دارد. شاید برای همایش ادکا نباشم. به گمانم پنجشنبه هم اگر تهران باشم باید ضبط برنامه بگذاریم. برنامه های کتابخانه های مساجد درحال اتمام است. برای کتابخانه هم برنامه مفصلی دارم. خوشبختانه هفته قبل، مهندس دانشکده، همکاری خوبی در راه اندازی سیستمها داشت. بنده خدا خیلی پا به پایم آمد و زحمت کشید.

حال مانده فقط سه تا سیستم دیگر و برنامه هدایت کلیه سیکیستمها برای کارهای اساسی کتابخانه.جای کلاس سه شنبه ها هم تغییر کرد.از سالن مطالعه به مخزن منتقلش میکنم. میز شش نفره مکان بهتری هست تا سالن مطالعه. هر چند سعی میکنیم مزاحم کاربرانمان نشویم ولی خود سالن مطالعه جای مناسبی برای کلاس نیست. مخزن بهتر است.بگذریم. شب کلی کتاب دارم که باید در قطار بخوانم...البته اگر بشود و خواب امان بدهد!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٠٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم