کتابداران فردا

شب کیکاووس کتابدار

یکی از روزهای پرکار اول هفته را طی کردم. البته کلاس بعدازظهرم با دانشجویان خوب بود. بحث جامعی درباره چرخه اطلاعات در جامعه داشتیم و بحثهایی هم راجع به همایش ملی ایمنی در کتابخانه ها مطرح شد. بعد از کلاس چندان سرحال نبودم. دکتر زین العابدینی و خانم پروینی به دفتر گروه آمدند و دقایقی را صحبت کردیم. ساعت 5.30 بود که تصمیم گرفتم به منزل بروم. ماشین را گذاشتم دانشگاه و با اتوبوس رفتم. پارک وی که پیاده شدم دو دل بودم که شبهای بخارا را بروم یا نه؟! شب کیکاووس جهانداری بود. بروم نروم...آخر سر رفتم. پیاده به راه افتادم تا سه راه زعفرانیه. به محل سخنرانی ها رسیدم. سالن پر بود ناچار در صندلی های بیرون نشستم و از ال سی دی سخنرانی ها را پی گیری کردم. آقای کامران فانی صحبت می کرد. بعد از آن هم موسیقی سنتی و بعد سخنرانی کوتاه آقای دهباشی. مجلس با پیام همسر آقای جهانداری به پایان رسید. مجالی شد برای دیدار دوستان و اساتید. بعد از مدتها خانم نوش آفرین انصاری را دیدم. گفتگویی کوتاه داشتیم و مثل همیشه سرشار از انرژی مثبت. در نگاهش غمی بود و اخر هم گفت بچه ها چقدر جای دکتر حری خالیه! گفتم بله اتفاقاً دیروز هم سر مزارش بودیم. یادی از گذشته ها کردیم. چقدر جایش خالیست...خانم دانشی و دکتر منصوریان هم در جلسه بودند. حال و احوال پرسی های معمول.

در راه بازگشت تا مسیری پیاده با دکتر منصوریان بودیم. میگفت فقط به خاطر این مراسم از کرج آمدم. سرشار از انگیزه. آهسته آهسته تا پارک وی آمدیم و بعدهم رهسپار منزل شدیم. شب خوبی بود. ای کاش نسل جوان کتابدار ما می شناخت چه کسانی برای این کتابداری زحمت کشیدند. میفهمیدند همه چیز در محیط وب نیست. خودم حسرت خوردم که چرا کیکاوس کتابداررا زودتر نشناختم...افسوس!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:٤٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم