کتابداران فردا

روزهای آخر

روزهای آخر سال که مثل توسن، در حال گذر هستند رنگ و بویی از زمستان و سردی هوا ندارند. هرچند که این روزها شاهد بارش رحمت خداوندی هستیم ولی گویی مدتهاست زمستان، رخت و لباسش را جمع کرده و بی سروصدا ما را ترک گفته تا جانشینش بیاید و تغییری دیگر در زمین با خود بیاورد. این چند روز آخر را هم در دانشگاه سر میکنیم تا هر زمان که چشمانمان خسته شود یا جان از تنمان به در آید! کار خیلی زیاد است و باید قبل از رسیدن سال جدید، کارهای بر زمین مانده را جمع و جور کرد. این روزها بیشتر کارکنان و خدماتی ها را می بینم و گاهی برخی همکاران را. دانشجویان که خیلی وقت است تعطیلاتشان شروع شده و دیگر از اثری از آنها نمی بینیم!

مناسبت خاصی هم در این هفته نبود تا کتابداران دوباره جمع شوند. گرامیداشت استاد نوشین انصاری، آخرین پاتوق کتابداران در سال 93 بود و دیگر هیچ! بعد از مدتها دوستان و رفقای ادکایی را دیدیم. یکی دو ساعتی را بعد از همایش با رفقای ادکایی بودیم. شب خوبی بود. هر چند به شدت سرما خورده بودم و تب داشتم. ولی به هرحال، غنیمتی بود.

منتظریم تا عطف نورزوی منتشر شود و مطالب دوستان را ببینیم. امروز هم باید به دانشگاه الزهرا بروم. آخرین دفاع در روزهای آخر سال باید جالب باشد. پایان نامه ای است با محوریت یادگیری الکترونیکی. کار قابل تاملی بود که یافته هایش اگر کاربردی شود میتواند اثرات مثبتی داشته باشد. سال که به روزهای آخر می رسد بی اختیار دلگیر می شوم مثل غروبهای جمعه. شاید هیجان شروع سال تازه است. شاید حسرت فرصتهای از دست رفته سال گذشته. خلاصه قابل توصیف نیست. حس خاصی است که فقط با سکوت همراه میشود. نمیدانم در این دو سه روز باقیمانده پستی خواهم داشت یا نه. ولی برای همه آرزوی تندرستی و نشاط، و سالی سرشار از شادی، سلامتی، برکت و سعادت دارم. راستی تولد وبلاگ کتابداران فردا هم مبارک! یازده سالش تمام می شود!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:۱٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم