کتابداران فردا

روز از نو، روزی از نو

تعطیلات هم تمام شد و بالاخره از فردا اگر خدا بخواهد مشغول کار و بار در سال جدید خواهیم شد. تعطیلات بسیار طولانی بود ولی تلاش کردم که حداقل، کاملا در تعطیلی غرق نشوم و در کنار استراحت و تمدد اعصاب و بهره گیری از خلوتی پایتخت، در جریان اوضاع و احوال کتابداری ایران یا جهان باشم! به خصوص پیگیری مقالات داوری شده همایش ایمنی در کتابخانه ها که کمتر از یک ماه دیگر برگزار می شود. چند نفری از داوران زحمت کشیده و مقالات را داوری کرده اند ولی باید در این هفته، کار را تمام کنیم و مقالات نهایی شده را تعیین کنیم. قبل از تعطیلات، مطلع شدم مقاله ای که برای یک کنفرانس آموزش در چین ارسال کرده بودم برای ارائه شفاهی پذیرش گرفته است ولی به دلیل اینکه همایش روز 20 فروردین برگزار می شود و امکان هماهنگ کردن برای سفر به دیار دیوار چین، فراهم نبود از مسئولان همایش خواستم که مقاله مان به صورت مجازی ارائه شود و هزینه آن را نیز به صورت آنلاین پرداخت کردیم. دیگر نیازی به هزینه زیاد نبود. مسئولان همایش قول دادند گواهی ارائه و بسته همایش را ارسال می کنند!به همین سادگی!

این هفته، کل ساختمان خالی بود و جز ما کسی نبود. گویا همه به سفر رفته بودند. خود سرایدار هم به تعطیلات رفته بود. یاد اهواز افتادم. نزدیک دانشکده ما، یک بوفه بود که گاهی از فرط گرسنگی و گاهی بی حوصلگی برای رفتن به سلف دانشگاه، ساندویچی از آن حا می گرفتیم و سق می زدیم! خلاصه این آقای بوفه، گاهی خودش می رفت سلف دانشگاه غذا می خورد و جماعتی را گرسنه، نگران خود می کرد! حالا حکایت ما شده! این چند روز نقش سرایدار را هم بر عهده داشتیم! در حین نگارش این سطور، دیدم که شبکه آی فیلم، زی زی گولو را نشان می دهد. یادش بخیر. کلی خاطره بازی کردیم! فردا صبح هم باید زود به دانشکده بروم. هم احتمال شلوغی اتوبانها می رود و هم اینکه قرار است صبحانه کاری دانشکده باشد.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:٢۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٤ فروردین ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم