کتابداران فردا

پیشته نه، با آنها مهربان باش

گاهی به نظرم می رسد یکی از کارکردهای کتابخانه های عمومی این میتواند باشد که مهربانی کردن با حیوانات را به کودکان یاد دهد. بسیار پیش آمده که شاهد این قضیه هستیم که کودکان به محض دیدن یک پرنده، قصد گرفتنش را می کنند به محض دیدن یک سگ به دنبالش می دوند، تا یک گربه را می بینند صدای سگ را در می آورند و بزرگسالان نیز همپای آنها یک پیشششته جانانه نثار گربه می کنند!به بچه ها یاد بدهیم که با طبیعت اطراف خود به خصوص با حیوانات مهربان باشند و اینکار میتواند در کتابخانه هم رخ دهد. این مطلب را برای این نوشتم که خاطره ای از دوران طفولیت یادم آمد و همزمان برنامه مستندی می دیدم که بچه ها در یک کتابخانه مدرسه، حیوانات مورد علاقه شان را می آوردند و راجع به آنها برای بچه ها صحبت می کردند. اما خاطره کذایی! مربی مهدکودکمان، یک همچین کاری را از ما خواست. نگارنده این سطور هم با هزار زحمت و مصیبت، یک عدد کفش دوزک را شکار کردو با خوشحالی روز بعد به مربی داد. البته بقیه دوستان حیوانی را نیاورده بودند تنها زحمتی که کشیده بودند این بود که حیوانات عروسکی کوچولویی را بیاورند که مربی آنها را روی دیوار نصب کند. همین قاعده مشمول کفش دوزک کوچک مهربان من نیز شد. خانم مربی، با عطوفت تمام کم نگذاشت و با یک سوزن ته گرد، حشره بی نوا را با چکش به دیوار کوبید تا کنار سایر حیوانات باشد! تا دقایقی حیرت زده به این صحنه نگاه کردم و نمیدانستم الان چه کار باید بکنم؟! هنوز هر وقت کفش دوزک را می بینم یاد آن روز می افتم. بی خود و بی جهت!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم