کتابداران فردا

گرما تمام می شود؟!

هفته پر کاری داشتم. هم به باید وب سایت دانشکده می رسیدیم و سروسامانی به آن میدادیم، هم یک سری کارهای برون دانشگاهی بود، هم اینکه این هفته مراجعان زیادی به خصوص از دانشگاههای دیگر داشتم که در برخی زمینه ها سوال داشتند. این هفته دیگر کارایی نداشتم تا هفت شب دانشکده باشم. ساعت حدود پنج و نیم که می شد دیگر از نفس می افتادم و باید بر می گشتم منزل. این هفته پوستر مقاله مان برای ایفلای 2015 را پرینت گرفتم و دادیم یکی از دوستان که به آنجا رفته نصب کنند یا به نحوی ارائه اش کنند. به هرحال، زحمت شد برایش. دومین ایفلایی است که از دستمان می رود. به هرحال، جیب که خالی باشد، بهترین کارها را ارائه کنید و خلاقانه ترین آثار را تولید کنید باز به قول معروف هشت در گروگان نه می ماند چه به کار ما که خیلی هم آش دهان سوزی نبود ولی به هرحال یک تجربه و یک یافته بود. بگذریم. امروز در فرهنگسرای اندیشه کارگاهی داشتم برای کتابداران سازمان فرهنگی هنری شهرداری. موضوع آن در ارتباط با منابع الکترونیکی رایگان بود. کارگاه بدی نبود. حداقل احساسم این بود که مراجعان راضی هستند. بعد از کارگاه با آقایان یاوری و ناصری درباره مسائل مختلف کتابداری و کتابخانه ها گپی زدیم. شاید به زودی گروهمان با آنها جلسه ای مشترک بگذارد. هوا به نظرم خوب آمد و خواستم پیاده بیایم تا حسینیه ارشاد. خودرو را آنجا پارک کرده بودم چون داخل طرح ترافیک نمی شد بیایم. عجب اشتباهی کردم! هوا به شدت گرم بود. گویی تابستان دوباره آغاز شده! خدا بخیر بگذراند. فکر میکردم الان اهواز چه خبر است از گرما؟ خاطرم هست مرداد که اهواز بودم بعد از گرفتن یک دوش، و قدم زدن چند دقیقه ای در هوای آزاد، به سرعت موهای سرم خشک می شد و نیازی به سشوار نبود. یادش بخیر. چه روزهای قشنگی بود..

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٠٠ ‎ق.ظ ; جمعه ۳٠ امرداد ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم