کتابداران فردا

تابستانی در نایین

تابستان امسال، دو سه روزی فرصت شد به نایین برویم. به مناسبت سالگرد درگذشت مادربزرگ مهربان خاندان که خیلی عارفانه به رحمت خدا پیوست. تصمیم گرفتیم با وسیله شخصی به نایین برویم. نخستین بار بود که مسیر نایین را با خودرو می رفتم. ساعت شش و نیم صبح از تهران حرکت کردیم. جاده کویری و هوا گرم بود. هفت ساعت تا نایین فاصله داشتیم و تلاش کردیم از مسیر لذت ببریم. در جایی در اردستان توقف کردیم و از جوی آب خنکی که در دل کویر بود کامیاب شدیم. خیلی تلاش کردم در این جاده کویری ولی زیبا، خوابم نبرد! به هرحال صحیح و سالم به مقصد رسیدیم.بر خلاف ظاهر قضیه که به نظر میرسد باید هوا گرم باشد، نسیم خنکی در شهر می وزید. طی چند روز اقامت در نایین افزون بر دیدار با نزدیکان، از برخی اماکن تاریخی نایین نیز دیدن کردیم. البته قبلا نارنج قلعه، مسجد جامع و بازار و حسینه های معروف نظیر معصوم خانی را دیده بودیم. این بار کتابخانه عمومی نایین را دیدیم. شاید در حد جمعیت شهر کفایت می کرد ولی خب به هر حال انتظار می رفت فعالیتهای جذابانه تری برای بازاریابی و جلب مخاطب انجام شود. به لطف یکی از نزدیکان با مکانی به اسم قنات ریگاره آشنا شدیم. قدمت آن به دوره پیش از اسلام بر می گردد. این قنات حدود صد متر زیر زمین بود. در پاره ای از نقاط قنات، باید حالت پا مرغی حرکت میکردیم چون سقف بسیار کوتاه بود. اگر میراث فرهنگی نسبت به نصب چراغهای برق درون قنات اقدام نکرده بود قطعاً رفتن به آنجا ناممکن بود. به آخر قنات رسیدیم و کمی از آب آن نوشیدم. خنک، گوارا ولی کمی شور بود. خواستیم ادامه بدهیم که گفتند به دلیل سستی دیواره ها امکان ریزش آن وجود دارد. مکان بسیار جالبی بود. حتی خیلی از نزدیکان از چنین مکانی خبر نداشتند.به هرحال بعد از گذشت مراسم سال گرد درگذشت مادربزرگ خاندان بازگشتیم. سفر کوتاه ولی خوبی بود. خیلی دوست داشتم کتابفروشی رسول زمانی را ببینم که چند سال پیش میزبان زنده یاد ایرج افشار بود ولی دیگر نشد. دیدارها پرحجم و بسیار فشرده بود!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٥۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم