کتابداران فردا

روزهایت سرشار از تلاش باد

نزدیک به یک ماه بود نمی توانستم یادداشت بنویسم. چون پرشین بلاگ مشکل فنی پیدا کرده بود و خوشبختانه این مشکل حل شده. چند روزی هست که امتحانات به پایان رسیده و با انبوهی از برگه ها مواجه بودم. تصحیح اوراق به اتمام رسید و منتظرم دانشجویان پروژه های خود را تحویل بدهند تا نمراتشان کامل شود. هفته پیش فرصتی شد تا سری به شیراز بزنم و تعطیلات را در منزل پدری سر کنم. ولی این قضیه مصادف شد با درگذشت یکی از بزرگان فامیل و بعد ز 25 سال خیلی از اقوام را دیدم! آن بنده خدا تا وقتی زنده بود کسی سراغش نمی رفت و حالا که دستش از دنیا کوتاه شده یکباره همه پیدایشان شد! رسم غریبی است واقعا. کم خوابی های اخیر و پرواز فشرده، خسته ام کرده بود. دیروز در دانشگاه یک عالم کار داشتم و از طرفی هم گیج و خسته! ولی به همه کارهای برنامه ریزی شده ام رسیدم. امروز هم جلسه ای با یکی از دانشجویان داشتم. استرس روز دفاع را دارد. اسلایدها را با هم چک کردیم و مواردی را که باید مطرح کند درباره اش صحبت کردیم. از دیروز کارهای مربوط به انجمن را رتق و فتق می کنم با هماهنگی خانم یوسفی در دفتر انجمن. صورت جلسه ها را تنظیم میکنیم و برای کارگاه دوشنبه برنامه می ریزیم ولی به هرحال بر عکس کمیته های دیگر کمیته ما و دبیرخانه انجمن کمتر دیده می شود! البته مهم نیست. مهم کار داوطلبانه است که انگار از آن جدایی ناپذیریم حتی در منزل! با آرموک هم برای چند وبینار برنامه ریزی کرده ایم که امیدوارم استقبال بشود. روزهای گرم و پرکاری در پیش است.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:٥٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم