کتابداران فردا

نیمه مرداد منگ و داغ

گرمای این روزها مرا به یاد اهواز می اندازد. روزهایی که وقتی لباسهای خود را می شستم و روی بند می انداختم ده دقیقه بعد به راحتی می توانستم آنها را بردارم و بپوشم! خاطرم هست یک بار به خاطر پیاده روی عجیبی که از دانشکده تا سازمان مرکزی در آن گرما داشتم حالم به هم خورد و در دانشکده از هوش و حال رفتم و اگر نبود کمکهای دوستان عزیزم دکتر زین العابدینی و دکتر مکتبی فرد، معلوم نبود چه میشد!بگذریم. چند روز پیش یکی از روزنامه ها را میدیدم که در صفحه آخرش نظر یک کارشناس فوتبال را در خصوص کتابخوانی نوشته بود. هر چند که خیلی خوب است که برای عموم مرد یک چهره شناخته شده از کتابخوانی صحبت کند ولی این نشان می دهد که ما کتابداران منفعل عمل می کنیم و ابدا از ظرفیت رسانه های جمعی برای مطرح کردن مسائل مربوط به کتابخوانی و فرهنگ کتابخانه روی بهره نمی گیریم و دلخوشیم به چند مقاله ای که در مجلاتمان منتشر می کنیم. از این هم بگذریم. این روزها فعلا فرصت دارم به چند مقاله خاک گرفته بپردازم. گاهی دانشجویانی از دانشگاههای دیگر برای کمکهای فکری می آیند. گاهی دانشجویان خودمان ایمیلهایی می زنند و راهنمایی میخواهند. فعلا هنوز سرمان شلوغ نیست. امروز پیگیر گرنتم بودم برای همایشی که در شهریور در پیش روست و سرظهری هم رفتم به دفتر پست تجریش که نامه مجوز کپی رایت مقاله مجله کول نت را ارسال کنم. نمیدانم در این دوره و زمانه چرا مجله کول نت هنوز نسخه چاپی امضا شده را میخواهد. هر چند بهشان اعلام کردم که برایتان ایمیل کردم راضی نشدند و نسخه چاپی می خواستند. فعلا دارم روی مقاله وب سایت بانکها کار میکنم که فقط تنظیم فهرست منابع و چکیده اش مانده. روز گرم، منگ و گیج کننده ای است امروز!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم