کتابداران فردا

دیار هندوها

سفر یک هفته ای ما به هندوستان از دیشب آغاز شد. البته این سفر داستان طولانی دارد. از رفتن به آژانس هواپیمایی به جای سفارت برای اخذ ویزا و مراحل دیگر تا گرفتن نامه ماموریت از دانشگاه و بعد گرفتن ارز مسافرتی دانشگاهی از بانک. خلاصه به هر ترتیبی بود دیشب همراه با دوستان عزیز آقایان دکتر زین العابدینی و قاضی زاده رهسپار دیار هندوها شدیم. نزدیک به سه ساعت و ده دقیقه پرواز بود که پرواز نرم و خوبی انجام شد. تا حدی توانستیم در حین پرواز بخوابیم. ولی سروصدای هواپیما و بعضی مسافران اجازه استراحت کامل را نمیداد. جالب بود که مسافران هندی هنگام نشستن هواپیما فریاد خوشحالی سردادند ومیگفتند: دلهی! همان دهلی خودمان! تقریبا مسافت طولانی را در سالن ورودی پیاده طی کردیم. البته مسیر به صورت برقی بود و کف سالن کاملاً موکت شده. بعد از سپری کردن مراحل وارسی پاسپورت و نیز فرم تکمیل شده مخصوص مسافران خارجی بارهای خود را تحویل گرفتیم و منتظر شدیم ببینیم چه کسی آمده دنبالمان! بیرون فرودگاه یک نفر تابلویی دستش بود که نوشته بود: Amir Reza و عکس بنده رویش بود! دیدیم خودشه! چهار نفری همراهیش کردیم.

هوا به شدت مه غلیظ داشت. راننده ای که ما را به مهمانسرای دانشگاه می برد مستر سینگ نام داشت. طوری رانندگی می کرد که دکتر زین العابدینی به او گفت: You are driving like Shomakher! خلاصه با سلام و صلوات رسیدیم به مهمانسرا! وقتی میگویم مهمانسرا تصور یک هتل را نکنید با امکانات چند ستاره! یک چیزی مثل مسافرخانه یا فندق! عموی کلیددار هم طوری پتو دورش پیچیده بود که انگار در سرمای شدید اردبیل هست. خلاصه دوستان را به خدا سپردیم و رفتیم خودمان به مهمانسرای دیگر.

ساعت سه و نیم صبح به وقت دهلی و یک و نیم به وقت ایران رسیدیم محل اقامت خودمان. به هرحال نباید توقع یک هتل پنج ستاره را می داشتیم. با همان امکانات محدود شب را سر کردیم و صبح به صرف صبحانه رفتیم داینیگ هال. قدری نان تست برشته شده، یک چیزی شبیه چای یا نسکافه و یک مکعب سفید که گویا اسمش پنیر بود. ولی نان تست برشته شده مزه خوبی داشت. کمی انرژی گرفتیم و در اطراف مهمانسرا قدم زدیم. صدای عجیبی از بالای درختها می آمد. فهمیدم که اینها سنجابهای فسقلی هستند که ورجه ورجه می کنند. نگران دوستان بودیم خبری از آنها نیست. هر چند در تلگرام برایشان پیام گذاشتیم ولی هنوز جوابی نگرفتیم. شاید خسته اند و خوابیده اند. فعلا در اتاق مستقر هستیم تا ببینیم برنامه چیست. شب برای صرف شام مهمان همایش هستیم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:٠۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ آذر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم