کتابداران فردا

روزانه هایم...

دیروز جلسه دفاع از پایان نامه در دانشگاه الزهرا بود و موضوع پژوهش هم حفاظت دیجیتال آرشیو بود. خیلی وقت بود در حال و هوای آرشیو نبودم و دوباره احساس کردم باید به سمت این حوزه مورد علاقه ام برگردم. دیروز مجالی برای دیدار اساتیدم آقایان دکتر رضایی شریف آبادی و دکتر غائبی بود. گپ و گفتی با هم داشتیم درباره تغییر مقررات آموزشی و این جور مسائل. خانم پناهی وحید هم که از رساله کارشناسی ارشد خود دفاع می کرد بسیار مسلط بر موضوع بود و البته اولین دانشجوی آرشیویست دانشگاه الزهرا هم محسوب می شد. جلسه که تمام شد، با بی آر تی برگشتم دانشگاه. باران می آمد. ماشین را دم در دانشگاه پارک کرده بودم که در سربالایی اذیت نشوم. ساعت 13 امتحان درس مبانی داشتم. دانشجوها آمده بودند و راجع به مسائل درسی سوال می کردند. برای همین امتحان با ده دقیقه تاخیر شروع شد. سوالات کاملاً تشریحی و تحلیلی بود و مثل همیشه خواسته بودم دانشجوها تفسیر کنند نه اینکه حفظیات را به من پس بدهند. بعد از امتحان به سالن ورزش رفتم و تا ساعت 5 با همکاران مشغول فوتبال شدیم مثل هر هفته. امروز هم مشغول کارهای پژوهشی ام شدم تا ساعت ده که جلسه شورای سایت را داشتیم. جلسه خوبی بود. اما بعد از ظهر کمی حالم بود. یعنی حالم گرفته بود و دلخور بودم. نمیدانم به خاطر ابری بودن هوا بود یا هر چیز دیگر! بگذریم دیگر. تمام شد و رفت پی کارش! برگشتم دفترم. نشستم و کمی با خودم فکر کردم. آرامتر شدم. بعد برگه های امتحانی را تصحیح کردم. هنوز زود است نمره هایشان را وارد سیستم کنم. باید صبر کنم تا پروژه هایشان را هم تحویل بدهند. یکی از مقالاتم را کامل کردم و برای یکی از مجلات که خواسته بودند اصلاحش کنم فرستادم. حوصله نداشتم ماشین را با خودم ببرم. پیاده برگشتم منزل...کمی حالم بهتر است...بهتر خواهم شد...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:۳۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم