کتابداران فردا

معجزه عصر ارتباطات

این هفته، بسیار پرکار و شلوغ بود. از یکشنبه که کارگاه گوگل را در ایرانداک داشتیم تا جلسات دفاع فشرده که دانشگاه خودمان و دانشگاه شاهد برگزار شد. برای پایان نامه خانم دهقانی که راهنمایش بودم خیلی وقت گذاشته بودم. ولی باز چند نکته از زیر دستم جامانده بود. با این حال، خوشحالم که بخش نتیجه گیری اش را خیلی خوب و تحلیلی کار کرده بود. هر چند که ساختار کارش باید دوباره عوض شود. به هرحال داشتن گزارش پیشرفت و مقاله از مواردی هست که دانشجوها باید داشته باشند و اگر نباشد از نمره شان کم می شود. دو کار دیگر در دانشگاه شاهد بود که داورشان بودم. کارهای تمیز و بکری بودند. فرصت نکرده بودم دیروز ناهار میل کنم. بعد از جلسات دفاع رهسپار منزل قبلی شدم. یک قرار کاری آنجا داشتیم. کمی در پارک آنجا قدم زدم و یاد گذشته ها کردم. پیامک آمد که قرار کنسل شده! اینبار باید به مهمانی می رفتیم. بعد از شام، کمی استراحت کردم و بعد یکی از اقوام را که رهسپار نایین بود به ترمینال ارژانتین رسانیدم. بندگان خدا دیرشان شده بود و تقریبا عین یک جت از افسریه به سمت میدان ارژانتین راندم! خوشبختنه به موقع رسیدیم. بدون هیچ دردسری! ساعت یک ربع به یک بود که رسدیم منزل خودمان. کمی در گروههای موبایلی گشتم و دیدم یک گروه جدید هست که مرا عضو کرده اند. کمی دقت کردم و دیدم عجب! دوستان دوران کارشناسی هستند! بعد از 12 سال همدیگر را پیدا کردیم! چقدر چهره شان تغییر کرده بود. سپیدی مو..فربهی شکم..انگار نه انگار که همان پسران کتابداری ورودی 1378 بودند...یکی کتابدار شده، یکی معلم، یکی کار ازاد، یکی مجری رادیو، یکی هم استاد دانشگاه در یک رشته دیگر! واقعا این ابزارهای ارتباطی چه معجزه ای می کنند! سعید هم یکی دو ساعتی است منزل ماست. از شبکه نمایش برای دهمین بار فیلم پاپیون را دیدم و واقعا لذت بردم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٥٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٢ بهمن ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم