کتابداران فردا

شما خودتان فرهنگ هستید

شب هنگام در کوچه های باریک و تاریک، در خیابانهای دو مسیره اگر ببینم خودرویی از روبرو می اید حتی اگر خلاف آمده باشد، چراغهای جلو را خاموش میکنم تا چشمان سرنشینان خودروی مقابل اسیب نبینند. حتی اگر طف مقبال متوجه این نکته فرهنگی نشود باز هم دست از این کار نمیکشم. چون یک اصل مهم در رانندگی و نیز یک مورد اخلاقی و فرهنگی است. در رادیو فرهنگ هم بارها این نکته را شنیده ام که رانندگان بهتر است در این جور موارد مراقب چشمان همدیگر باشند. گاهی هم خیلی از رانندگان فهیم این نکته را رعایت میکنند و همدیگر را درک میکنیم برخی دیگر هم نه! گیرایی چندان بالایی ندارند! نمونه اش هفته پیش! از کتابخانه ملی بر می گشتم. یک خودرو 206 از روبرو می آمد مثل همیشه فورا چراغهایی را خاموش کردم. ولی طرف متوجه نشد. راه دادم رد شود ولی نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. بوق زدم که توقف کند. گفتم حتی اگر حق با شما هم باشد نباید چراغهایتان را روشن نگه دارید این یک اصل مهم در رانندگی هست. حق اسیب زدن به چشمان سرنشیان مقابل را ندارید! دیدم که با کمال وقاحت و پررویی چیزی گفت که خودم را به نشنیدم زدم! شب بخیر گفتم و به مسیرم ادامه دادم. ترجیح دادم مجادله نکنم. به عنوان یک کتابدار، وظیفه ام را انجام داده بودم.  یاد آن حکایت معروف افتادم:

شخصی دمرو خوابیده از جوی آب می خورد.
کسی باو رسید و گفت:
" اینطوری آب نخور. عقلت کم میشه ".
اون شخص او را براندازی کرد و گفت:
عقل دیگه چیه؟ ".
مرد جواب داد : " هیچی با شما نبودم، ببخشید".

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:۳٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم