کتابداران فردا

چقدر اهل قلم

پنج شنبه رفتم به سمت دانشگاه علم و فرهنگ که در کنفرانس وب پژوهی شرکت کنم. متاسفانه نشد در سخنرانی هایش شرکت کنم. ولی حداقل موفق شدم مقاله ای را به صورت پوستر ارائه کنم. همایش نظم و ترتیب خوبی داشت. این را می شد از پیگیریهای دبیرخانه به خوبی درک کرد. تا به حال آنجا نرفته بودم. پرسان پرسان پیدایش کردم! خسته و عرق ریزان، صلات ظهر رسیدم! بسته همایش را دریافت کردم و رفتم داخل سالن که آخرین سخنرانی در حال ارائه بود. خواستم بیرون بیایم که یک نفر به اسم صدایم زد و احوالپرسی کرد. نمی شناختمشان. البته چهره اش خیلی برایم آشنا بود و خاطرم آمد در همایش فرهنگ مطالعه در دانشگاه علامه ایشان را دیده بودم. خلاصه ایشان آقای احمدی مدیر کتابخانه دانشگاه علم و فرهنگ بودند. درباره همایش و محتوای مقالات ارائه شده صحبت کردیم. بسیار با شور و هیجان، ساختمان جدید کتابخانه شان و بعد هم قابلیتهای نرم افزارشان را نشانم داد و تا بعد از ناهار حسابی گپ و گفت داشتیم. از فعال بودنش خیلی خوشم آمد. چون کارهای دیگری هم داشتم خداحافظی کردم و رفتم به سوی سرای اهل قلم که بنهای کتاب را دریافت کنم. گویا امسال بن کتاب اهل قلم در نمایشگاه توزیع نمیشود. تا ساعت 16 بیشتر وقت نداشتم. وقتی رسیدم ساعت 15.20 بود. به زحمت جای توقف حوالی اتش نشانی یافتم و سریع رفتم داخل که دیدم عجب جمعیتی!

همه اهل قلم! از نگهبان شماره ای گرفتم. 425. شماره چند را خوانده بودند؟ 410. چاره ای نبود باید می ایستادم. خوشحال بودم که این همه اهل قلم و نویسنده و مترجم هستند و آنقدر بهشان بها داده شده که به رایگان بن کتاب دریافت کنند. تقریبا یک ساعت بعد نوبتم شد. کمتر از دو دقیقه کارم انجام شد و برگشتم منزل. بین راه کمی وسایل برای ماشین خریدم که باز این روزها اذیتم میکند. جوش آوردن و غیره روز بسیار سخت و گرمی را طی کرده بودم و گرما حسابی کلافه و خسته ام کرده بود. رسیدم منزل دیگر بی حال بودم. سعید هم امشب نمی آید. باید استراحت کنم. کمی خوابیدم و از نیمه شب روی کارهای دانشگاه تمرکز کردم و تا پاسی از شب و دمدمای صبح بیدار بودم. اردیبهشت ماه پرکاری است!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:۱۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٥
Comments نظرات () لینک دائم