کتابداران فردا

رمضانی دیگر...

این هفته هم با کارهای جور و واجور به پایان رسید. تصحیح اوراق امتحانی-موضوع بررسی پرونده تبدیل وضعیتم-برخی کارهای گروه-سروسامان دادن به کارهای خودم مثل مقالات و این چیزها. بخشی از کارهای این هفته بود. امروز هم بعد از ماهها موفق شدم که بروم کتابخانه عمومی ارغوان و کتابهایی را که پیشم مانده بودم تحویل بدهم. صدای فواره ها و باد خنکی که نم نمک بوی تابستان می داد خیلی خوشایند بود. وارد کتابخانه شدم و کتابها را تحویل دادم. چند کتاب هم بردم که به کتابخانه هدیه بدهم. تا کتابدار کتابخانه بخواهد کتابها را از نامم خارج کند نیم نگاهی به اطرافم کردم. چهار پنج آقای سالمند مشغول مطالعه روزنامه بودند و هر سری یکی میرفت بیرون بلافاصله یکی جایش را میگرفت. خیلی خوشم آمد که مردم هنوز بخشی از وقت خود را در کتابخانه می گذرانند. حتی شده برای مطالعه چند برگ روزنامه. انصافاَ برخورد کتابداران هم خیلی خوب بود. البته امروز خانم صبایی و همکارانشان نبودند ولی دو تا آقایی که متاسفانه نامشان را نمیدانستم هم کتابداران خوش برخوردی بودند. از کتابخانه بیرون آمدم و دیدم پیرمردی حدوداَ هشتاد ساله لرزان لرزان چند کتاب را که امانت گرفته با خود می برد. در دلم احسنت به این نسل گفتم که هنوز کتاب میخواند. هنوز هم دود از کنده بلند می شود. در راه رفتم به سمت بازار تره بار که مایحتاج زندگی را تهیه کنم! رمضانی گرم و طولانی ولی مثل همیشه با برکت و نعمت در پیش روست.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٤٢ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۱ خرداد ۱۳٩٥
Comments نظرات () لینک دائم