کتابداران فردا

خانه دوست، همین جاست

کیارستمی هم رفت. راهی که همه باید برویم. رفتن در کار همه ماست ولیکن چگونه رفتن مهم است. خاطرم هست سالها پیش که فیلم خانه دوست کجاست بر پرده سینماها بود حدود ده ساله بودم که به اتفاق مادرم به تماشای این فیلم رفتیم. موقعی که خواستیم وارد سالن سینما شویم یک نفر به ما گفت نروید! فیلم بسیار بیخودی هست! بدون اعتنا به او فیلم را دیدیم.میدانید که فیلمهای کیارستمی بسیار معناگرا بودند ولی با وجود سن کم، فیلم خانه دوست کجاست بسیار بر رویم اثرگذاشت و بعدا وقتی فهمیدم بازیگر کودک این فیلم در زلزله رودبار به رحمت خدا رفته بسیار غمگین شدم. همیشه آوای زیبای ((ممدرضا نعمت زاده)) در گوشم بود. اینکه این پسرک با چه مشقتی رفت تا دفتر مشق دوستش را به او بدهد. با اینکه آن روز، سالن سینما را خلوت دیدم ولی فیلم بسیار برایم جذاب بود و تا مدتها با خانواده راجع به آن صحبت میکردیم. از آن موقع دوست داشتم کارهای کیارستمی را پیگیری کنم. به خصوص اینکه هر ماه ماهنامه گزارش فیلم را می گرفتیم و با برادرم با ولع می خواندیم و سعی میکردیم اطلاعات خود را در زمینه سینمایی به روز نگه داریم. خانه ما پر بود از مجلات و این هم یکی از آنها بود. وقتی خبر رفتن عباس کیارستمی را دیروز در شبکه های اجتماعی خواندم با خود گفتم عاقبت همه ما همین است. چه پرکار باشیم چه بیکار چه مشهور و چه گمنام. همانطور که گفتم چگونه رفتن ما مهم است و اینکه بعد از ما چه قضاوت کنند و چه بگویند. عباس کیارستمی این بار به خانه دوستش رفت. دوست او را طلبید...مثل عباس حری خودمان...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:۳٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٥
Comments نظرات () لینک دائم