کتابداران فردا

نگران روزهای پیش رو

دوباره تنها شدم! بعد از رفتن دکتر عرفان منش این بار دکتر زین العابدینی به سفر رفته اند. یاد روزهای یکنواخت سال 90 افتادم که تک و تنها در گروه بودم. انگار این تک بودن تمامی ندارد. شاید تا تنهایی قبر! فعلا سعی میکنم مثبت فکر کنم و مفید کار کنم. منتظر پیوستن عضو جدید به گروهم و مرتب پی گیر کارهایش هستم. تقریبا صبحها قبل از ساعت هفت دانشگاهم تا هفت شب. به نیمه ترم نرسیده جانم در حال در رفتن است! دوستی چند روز پیش میگفت چقدر شکسته شدی! بهم برخورد! نه موی سپیدی دارم نه چهره چروکی! فقط فشار این چند ماهه کلافه و خسته ام کرده که باید با تدبیر و صبوری حلش کرد. هنوز روزهای سخت مانده!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٥
Comments نظرات () لینک دائم