کتابداران فردا

پول عجب مزه اي دارد!

بله. واقعا مزه اش زير دندان رفت، خيلي چيزها فراموش مي شود. قبلا راجع به كمبود كتابدار و كتابخانه زياد نوحه خوانده ايم. اين دفعه هم مي خواهيم كمي گريه تان بيندازيد. به قول معروف: ((گريه كنيد، ثواب است!)) يادمان مي آيد كه توي جرايد آمده بود كه شهرداريها درصدي را براي تاسيس كتابخانه و نظايري ازاين قبيل اختصاص مي دهند. البته اين كار، مربوط به يكي دوسال و.. نيست. سي چهل است كه اين قانون وجود دارد. البته گفتني است كه درست است كه ما فضول هستيم، ولي ديگر دخل و خرج شهرداري به خودش مربوط است! سالها گذشته و حادثه ها آمده و رفته انددنبال كارشان، ولي در شهر ما كه روزگاري به شهر گل و بلبل و قناري وشعر و … شهره بود، و حالا به شهر72ملت تغيير لقب داده، همان كتابخانه هاي عمومي است كه 30سال پيش بوده. به عنوان مثال يك كتابخانه در مكاني است كه نزديك به محل تجمع دلار فروشان بي گناه و مظلوم است! كتابخانه ديگري كه ما چندين بار ازمقابلش عبور كرديم، چندين قفل به درش خورده بود. نمي دانيم اگر سعدي و حافظ،عليهما رحمه، شيرازي نبودند، آيا در آرامگاهشان صاحب كتابخانه مي شدند كه گاهي نيازاطلاعاتي خودرا برطرف كنند؟
ازاينها گذشته، ضمن احترام به تمامي كارمندان محترم، اغلب كساني كه دراين كتابخانه ها به فعاليت گماريده شده اند، كتابدار با تحصيلات آكادميك نيستند و از زير و بم و ترفندهاي كتابداران اصيل ناآگاهند. همين قدر كه حقوقي بگيرند و گاهي به مرخصي بروند، برايشان بس است. بله. بدبختانه، هيچ چيز سرجايش نيست. نمي دانم گذرتان به بوستان معروف شهرمان افتاده يانه. بوستان كه نه. هتل! آدميزاد تصور مي كند كه اين جاي سرسبز، زباله داني است! كسي چه مي داند شايد قرار است جاي اين بوستان، مجتمع آپارتماني ساخته شود. ولي ايكاش، يك گوشه اي از اين بوستان درندشت، يك كتابخانه جمع و جور بود تا دلمان خوش باشد. شايد خيلي از مسئولين تصورشان اين است كه مردم در بوستان فقط به فكر تناول نمودن دوپيازه آلو(!) و كمي قليان دود كردن و … هستند.
بازهم بگوييم؟! توي شيراز، يك منطقه اي هست كه درزمانهاي دور به خوش آب و هوايي معروف بود و اگر كسي مي خواست كمي نفس بكشد و از سروصداي شهر راحت شود به غرب شيراز مي آمد. فكر كنيم كه قبلا اين را گفته ايم، يك تحقيقچه اي داشته ايم و به شهرداري منطقه … گذارمان افتاد. وقتي روي نقشه و برنامه هاي منطقه نگاه مي كرديم، ديديم كه براي كتابخانه مكاني پيش بيني شده ولي الان جنگل آپارتمان جايش را گرفته! تازه دريكي ازاين زمينهايي كه تصور مي كرديم شايد دراينجا حداقل كلنگ يك كتابخانه به زمين بخورد، قرار است كه يك آپارتمان بيش از 20طبقه آنهم توسط يك عرب پولدار ساخته شود! به همين راحتي هم راه نفس كشيدن خودرا مي بنديم و هم راه آگاهي و نيز تحقيق و پژوهش.
بله، عزيزان پول كلان مزه اي بس لذيذ دارد، به خصوص اگركه…
فكر مي كنيد اگركه چي؟
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:٥٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم