کتابداران فردا

دهلی به سمت چندیگر

نشد که نشد! نشد که بخوابم. دو هم اتاقی داشتم که اجازه ندادند. ییشان مارمولک یا بهتر بگویم یک سمندر بزرگ و دیگری یک زنبور قرمز! مجبور شدم بیدار بمانم تا ساعت هفت که وقت صبحانه بود.البته گویا در برنامه مهمانسرا یک چیزی به اسم Tea Bed بود که برایم ساعت هفت آوردند. کمی ته دلم را گرفت. نیم ساعت بعد به رستوران رفتم برای صرف صبحانه که شامل چای و تخم مرغ بود. حدود ساعت نه و نیم راننده آقای پی کی جین آمد که ما را به IEG  که محل پیش نشست همایش بود ببرد. هنگام خروج از مهمانسرا خانم دکتر زین لبیبه از اندونزی را دیدم و سلام و حال و احوال پرسی کردیم. احوال خانمم را پرسید. در محل پیش نشست با خانم مگنونی و همسرش که رییس انجمن کتابخانه های تخصصی بود آشنا شدم. نشست درباره تحولات درکتابخانه ها بود و از برنامه ریزی در کتابخانه ها و بهره گیری از وب معنایی در کتابخانه ها صحبت شد. بعد از سخنرانی های این نشست دو ساعته به قصد نهار رفتیم که شامل خورشتهای تند کلم و سیب زمینی-کمی برنج- نان و بعد هم بستنی بود. آنگاه از مهمانسرا چک اوت کردیم و با ماشین رهسپار چندیگر شدیم. در حالیکه چمدان ها روی سقف ماشین بسته شده بود. در راه با دکتر زین العابدینی و همسرشان و خانمها شرلی- زین و چن همسفر بودیم. مسیر طولانی و 5 ساعته بود و کم کم خسته و گرسنه بودیم! بالاخره حدود ساعت هشت شب رسیدیم به هاستل در موهالی رسیدیم. موسسه آی سر میزبان ما بود. این هتل بسیار فرق می کرد. تمیز- بزرگ و زیبا بود. بعد از شام باران شدیدی بارید و هوا بسیار زیبا و خنک شد. پیاده روی بعد از شام می چسبید. بعد از آن روز جهنمی در دهلی الان وضعیت خیلی خوب بود و آرامش بیشتری داشتیم.  به اتاق برگشتم و تا نیمه های شب مشغول مطالعه و نوشتن بودم. حوالی ساعت سه بامداد بود که خوابیدم. باید می خوابیدم که به مراسم آغازین همایش برسم و آنجا سرحال باشم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٤:٥۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم