کتابداران فردا

روز اول همایش در چندیگر

صبح زود بعد از نماز، به بیرون رفتم برای ورزش. هوا بسیار عالی بود. برای اینکه سگها مزاحمتی ایجاد نکنند چند تکه نان همراه خودم بردم. در هوای مطبوع صبحگاهی دویدم و نرمش کردم. سگی به من نزدیک شد نان را برایش انداختم و مشغول خوردن شد. کمی بعد سگ دیگری آمد و با نشان دادن دندانشهایش به من فهماند که بزنم به چاک! آرام و بی صدا از کنارشان رد شدم. دکتر گنگولی هم مشغول ورزش بود. حال و احوالی کردیم و بعد برگشتم اتاقم. دوشی گرفتم و خوابیدم. بیدار که شدم وقت صبحانه گذشته بود! سریع حاضر شدم و رفتم به سمت محل کنفرانس. یک مینی بوس برای اینکار در نظر گرفته بودند. دکتر مارک و دکتر مگنونی هم با ما آمدند. در محل کنفرانس، ثبت نام انجام شد و یک کوله پشتی و گردن آویزی که اسم ما روی آن درج شده بود دریافت کردیم. وارد سالن شدیم. میز اعضای پنل را با گلهای زیبا تزیین کرده بودند. کم کم مسئولان همایش و سخنرانان افتتاحیه آمدند. مراسم با روشن کردن شمع و آیین مذهبی هندوها آغاز شد و بعد سخنرانی های علمی. رئیس همایش، دکتر جین و بعد دکتر مگنونی و بعد هم دکتر مارک. بحثها راجع به برنامه ریزی در کتابخانه ها و شکل دادن آینده و نیز به کار وب معنایی در فضای بازیابی اطلاعات. در هر پنل سه سخنران مدعو صحبت می کردند و بعد ده سخنرانی ارائه می شد. هر سخنران مدعو بیست دقیقه وقت داشت و کل سخنرانی های دیگر هر کدام هفت دقیقه. یک تایمر هم روی سن بود که ثانیه شمار معکوس داشت و سر پایان زمان سخنرانی باید ارائه تمام می شد. در کل نظم و قاعده خوبی بر کنفرانس حاکم بود. به شدت گرسنه بودم و ناهار را که شامل برنج و خورشتهای تند و فلفلی بود بلعیدم. ارائه های عصر کسل کننده بود ولی به هرحال جالب بود که اکثرا راجع به مسائل جدید رشته صحبت می کردند. شب خسته به محل اقامت برگشتیم و منتظر شدیم شام بزرگ که شامل غذایی به اسم منچوری یک نوع کوفته و جوجه کباب بود به ما بدهند! بعد از شام پیاده روی مبسوطی کردیم. ساعت یازده شب بود که به اتاقم رفتم. خدای من! لپ تابم بالا نمی آید. ویندوزش مشکل دارد. دو ساعتی با آن کلنجار رفتم که درست شود که شد. از ظهر از منزل خبری نداشتم. مثل اینکه اینترنت آنها قطع بود. دمغ و کسل خوابیدم. این هم از روز اول همایش...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم