کتابداران فردا

باغی از سنگ

امروز دیگر کسل بودم و کمی هم معده ام درد میکرد. بنابراین برای ورزش به بیرون نرفتم و صبحانه هم ترجیح دادم حلوا ارده ای را بخورم که با خودم آورده بودم. دکتر زین العابدینی امروز ارائه داشت و بنابراین با هم به سالن همایش رفتیم. قبل از شروع سخنرانی از ایشان و بقیه اعضای پنل با دسته گلی تقدیر شد. سخنرانی خوبی را راجع به ار دی ای ارائه کرد که مورد استقبال حاضران واقع شد. خانم دکتر یون ا زچین هم سخنرانی جالبی را راجع اثربخشی مجلات کتابداری در سپردنگاهها بر اساس شاخص های علم سنجی ارائه کرد. لیکن به قول خودش در یک جمع لیسنینگش ضعیف بود و گفت بعدا با کسانی که سوال دارند به صورت رو در رو صحبت خواهد کرد. ماراتن ارائه ها قبل از ناهار تمام شد ودر موقع استراحت بین دو نشست تصمیم گرفتیم کمی در شهر گردش کنیم. این شد که به هتل رفتیم و لباسی عوض کردیم و با ماشینی که برایمان گرفته بودند به سکتور 17 شهر چندیگر رفتیم. شهر چندیگر بر خلاف دهلی بسیار تمیزتر و خوش آب و هواتر بود و خیابانهای عریض تری داشت. چندین میدان بزرگ در این شهر بود که هر قسمت شهر را به سکتورها یا بخشهایی تقسیم می کرد که فکر میکنم بالای 90 سکتور در این شهر بود. راننده ما را به سکتور 17 برد! جایی که اکثر مغازه ها برند بودند. آدیداس- ریبوک-میله- و...آقا پدرت خوب! اینجا کجاست ما آوردی؟! اصلا نمیشود به جنسها نگاه کرد! خلاصه در گشت و گذار یک کتابفروشی پیدا کردیم و آنجا برای ملیکا کوچولو چند کتاب آموزش زبان انگلیسی مناسب سنش خریدم به 175 روپیه. دکتر و همسرشان هم از مغازه های دیگر خریدهایی کردند و بعد رهسپار جایی شدیم که بتوانیم چیزی بخوریم. پیاده روی مبسوط و هوای شرجی گرسنه مان کرده بود. از یک ایستگاه اتوبوس رد شدیم که مملو از جمعیت بود و روی دیوارش نوشته بود اینجا مراقب جیبهای خود باشید! جالب اینجا بود که قیمت اجناس دستفروشی بر خلاف دهلی بسیار گران بود! نالان و گرسنه خود را به یک رستوران رساندیم و ساندویچی خوردیم. بعد از اینکه جان گرفتیم تصمیم بر این شد که برگردیم به دانشگاه. چون قرار بود عصر ما را به راکی گاردن ببرند. سر راه فروشگاهی دیدیم که مثل فروشگاههای زنجیره ای در ایران بود. کمی عود و چای از آنجا خریدم و بعد یک ریکشا کرایه کردیم تا دانشگاه. ریکشا سواری لذتی داشت. با هر افتادن در چاله ها سرمان به سقف می خورد و دل و روده هایمان به هم می پیچید! راننده ریکشا مردی لاغراندام و سبزه رو و با دندانهایی به شدت پوسیده بود و چندباری مسیر را گم کرد تا بالاخره پیدا شد و مسیر 20 کیلومتری به سرانجام رسید. موقع ورود به دانشگاه نگهبانی اسم ما را در لیستش چک کرد و بعد گذاشت تا داخل شویم. موقعی که رسیدیم جماعت داشتند به سمت اتوبوس اعزامی به راکی گاردن می رفتند. سوار اتوبوس شدیم. اتوبوس جالبی بود. اول اینکه بالای سر هر صندلی یک پنکه بود و بعد اینکه قسمت راننده کاملا جدا از بخش مسافران بود. اتاقکی مجزا که در مخصوص داشت. در طول راه با پسرکی که ادیش نام داشت صحبت میکردم. از آب و هوا هند و ایران و میوه هایی که دو کشور دارند و این چیزها. باغ سنگی در منطقه ای خوش آب و هوا و نزدیک دریاچه ای زیبا بود. یک زمین گلف هم در مجاورت آن قرار داشت. بر خلاف تاج محل که بسیار شلوغ بود اینجا خیلی آرام و سرسبز بود. بلیط ورودی اش هم فکر میکنم 30 روپیه بود بر خلاف تاج محل که 750 روپیه بود.

یک باغ شگفت انگیز ساخته شده از سنگ و اشیای سنگی و شکستنگی مثل لیوان یا بشقاب. اثری دست ساز بشر ولی خلاقانه. این باغ در سال 1957 ساخته شده و روزانه 5 هزار نفر از آن بازدید می کنند. رفتن به این باغ فرصتی بود تا با بقیه شرکت کنندگان کنفرانس آشنا شویم. آنها خیلی مایل بودند با ما صحبت کنند یا عکس یادگاری بگیرند. شاید به خاطر نزدیکی فرهنگ دو کشور بوده است. حوالی ساعت هشت بود که به هتل برگشتیم و بعد از کمی استراحت و شام به دعوت رئیس کتابخانه موسسه آی آی سر به این کتابخانه رفتیم. در ساعت 11 شب. من و دکتر زین العابدینی و دکتر یون تنها بازدیدکنندگان این کتابخانه در آن ساعت از شب بودیم! در ساعتی از شبانه روز که انتظار می رود همه مشغول استراحت باشند دانشگاه زنده بود. دانشجویان مشغول ورزش- قدم زدن و جنب و جوش بودند. محیط کاملا فعال و زنده. خانم دکتر ویساخی رئیس کتابخانه مشتاقانه برای ما راجع به کتابخانه توضیح میداد و صحبت میکرد. کتابخانه هشت طبقه بود و در هر طبقه ای دو اتاق بحث و جلسات برای دانشجویان و اساتید وجود داشت. هر طبقه را با رنگی تزیین کرده بودند و در بدو ورود به کتابخانه چند چیز خودنمایی میکرد. یکی خوشامد گویی و جملات قصار به انواع زبانهای رایج در هندوستان و جهان- دوم 5 قانون رانگاناتان-سوم نمایش تازه های کتابخانه در یک ال سی دی- چهارم مقالات منتشر شده اعضای کتابخانه...

ادامه دارد...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم