کتابداران فردا

من تورا آسان نياوردم به دست

نمي دانم چه دردي است كه هر وقت ما جلسه گذاشته ايم، 700 نفر در جلسه شركت مي كنند ولي موقع عمل كه مي رسد، جلسه بعد پرنده هم پرنمي زند. تا حالا بين كميته هاي انجمن علمي، گروه تبليغات ازهمه بدتر و ضعيفتر بوده. هركلكي كه مي زند كسي درجلسه هاي توجيهي گروه شركت نمي كند.شايد به دليل اينكه سرپرست اين گروه است كه فكر مي كند ازدماغ فيل افتاده و هميشه خدا مريض است. همه هم ازاين گروه فراري شده اند.اين ازاين گروه. گروه ترجمه و نشريه و پژوهشي با وجود سرپرستاني مدبر هستند ولي باز خبري ازهمكاري بچه ها نيست. ببينيد ما كسي را مجبور نمي كنيم و يقه كسي را نمي گيريم تا به زور فعاليت كند. حاضر به منت كشي هم نيستيم. ولي به خدا حيف نيست؟ فرصت به اين خوبي فراهم شده تا هركسي به نوعي بفهمد چند مرده حلاج است و درهرزمينه اي كه علاقه دارد استعدادش شكوفا مي شود. گيرم كه هنوز ناراحتي و شرمت مي شود كه كتابداري قبول شدي و به هركس كه مي گويد علوم كتابداري و اطلاع رساني مي گويي عقده اي! آخه كتابداري چي داره؟! گيرم كه ازاسم كتاب و كتابخانه بدت مي آيد. كه چي بشود، آخرش چي؟ راهي هست كه خواسته و ناخواسته پا درآن گذاشته ايم و بايد با خوب و بدش بسازيم. اگر بد است، ولش نكنيم . تلاش كنيم كه پيشرفت كند. بسازيمش. خودمان. روي آن تعصب داشته باشيم. اگر بخواهيم دست روي دست بگذاريم تا هركي هرچي دلش خواست بارمان كند و خودمان هم با هركسي كه عليه خودمان هم نوا شويم و بعد هرهر بخنديم؟! بعد هم به بافتني بافتن فلان كتابدار كه ما مطمئنيم كتابدار واقعي نيست، ايراد بگيريم. خنده داراست. واقعا.
با گوشه نشستن و هي نق زدن كه رايانه نيست و اينترنت نيست و فلان و فلان و چرا نشريه شما اين طوريه(دقت كنيد ،نشريه شما و نه ما) چرا آب توي تلمبه است و چرا ببعي قلمبه است و نظايري ازاين قبيل، نه تنها به جايي نمي رسيم، بلكه مارا عقب تر مي اندازند. به هرحال كتابداران فردا، اگر مي خواهند دراين رشته كسي شوند، زير و بمش را بفهمند، دلشان را به درسها و واحدها خوش نكنند. بايد داخل ميدان عمل شوند. كار،شور،هيجان. اينها كتابداران را براي فردا مي سازد. اگر كه ما دنبال فعاليت باشيم، خود به خود امكانات هم جور مي شود. باور كنيد راهمان طولاني است ولي خسته كننده نيست. اگر همدل باشيم و يكصدا تا آينده را بسازيم. اگر همچنان هم بر سرمواضعتان پافشاري مي كنيد و همچنان به بدگفتن از كتابداري مي پردازيد، ديگر به ما ربطي ندارد! ما حنجره خود را جرانديم! خود دانيد.
كنون به سختي و آساني اش ببايد ساخت
كه درطبيعت زنبور نوش باشد و نيش
شرمنده ايم كه زيادي ازحد تند رفتيم. (اگرمي بينيد كه مطالبمان هنوز بوي علم نمي دهد، بدانيد و آگاه باشيد كه به زودي ماهم مطالب علمي تخصصي خود را خواهيم داشت. كمي صبر!)
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٤٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم