کتابداران فردا

كتابدارم و ...

من هميشه بعد از كلاس ها كه فرصتي براي استراحت است سري به بخش نشريات كتابخانه مي زنم تا چيز تازه اي پيدا كنم. يك بار درنشريه پيام بهارستان كه متعلق به مجلس ايران است شعري ديدم كه جالب بود:
كتابدارم و دستم چو ابر باراني است چراغ روشن شبهاي تارظلماني است
به جستجوي چه گنجي دراين صحيفه خاك به دست من همه نقشه هاي پنهاني است
منم كه گنج خود زكس نهان نخواهم ساخت سزاي هركه نخواهد زمن پشيماني است
مرو به چاه زنخدان و قند و زبيد بيا به خانه ما كزكتاب مهماني است

جالب بود نه؟
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:۱٦ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٥ فروردین ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم