کتابداران فردا

ازخود بطلب هرآنچه خواهي كه تويي

مطلب امروز كه كمي هم طولاني است درمورد مسائلي است كه اخيرا كتابداران و دانشجويان و اساتيد ما با آن روبروشده اند و آن رقابت منفي بين اين افراد است.


به دليل گستردگي خدمات و موضوعات دررشته علوم كتابداري و اطلاع رساني يا به قول برخي اساتيد، علم اطلاعات، كتابداران قادرند كه به پژوهشهاي اساسي دراين رشته بپردازند و درپيشرفت آن كوشا باشند. اما با وجود اينكه تلاش بسياري از اهالي كتابخانه و كتابداري قابل تحسين است، سبب بروز اختلاف ميان فرهيختگان اين رشته شده است. متاسفانه جوي را شاهد هستيم كه درآن افراد براي دانش يكديگر احترامي قائل نيستند و به قول معروف يكديگر را قبول ندارند و هركس تصور((نخبه )) بودن خودش را دارد و امربراو مشتبه شده كه اوست كه درحال تلاش و عرق ريختن براي رشته است و ديگران ازمعلومات و سواد كافي برخوردارنيستند. بسياري ازافراد هستند كه تا يكي دو مقاله شان به ضرب و زور سفارش و غيره به چاپ رسيد، خود را گم ميكنند و سرشان را ميان ابرها مي يابند و تصوري ازدنياي خيالي زيرپايشان ندارند. بايد اين حقيقت را قبول كرد كه اين جو رقابت منفي و قبيح بين بسياري ازما وجود دارد و بايد نگران اين مساله بود.
آيا ميدانيد علت موفقيت دانشمندان حوزه علوم شيمي چيست؟ علتش اين است كه آنها بين دانشجو و استاد و كارمند يك آزمايشگاه فرقي نميگذارند. باجلساتي كه ميگذارند و همه اقشار علم شيمي درآن حضوردارند، هركس ازآخرين اطلاعات و يافته هاي خود صحبت ميكند و اين چنين است كه آنها هميشه يكپارچه و متحدند و شكافي بينشان نيست و توليدات علمي آنان درصدر ساير علوم قراردارد، اين مورد درداخل كشورهم درزمينه شيمي، صادق است.
اما درحوزه رشته ما درداخل، هركس براسب خود سوار است و به گوشه اي مي تازد و به هرترتيبي سعي ميكند كه ديگري را ازاسب خود بيندازد.متاسفانه يكپارچگي و اتحاد بين ما نيست و همواره ازاين مساله ناليده ايم كه رشته ما نوپاست و مظلوم است و آه و فغان و داد و بيداد و ذكر مصايبي اين چنين. اما هيچوقت به اين فكرنكرده ايم كه براي اعتلاي رشته خود، خودمان بايد به آن ارزش بگذاريم. احترام خودمان و رشته مان دست خودمان است و نه ديگران. نگاهي گذرا برسمينارهايي كه تاكنون برگزارشده نشان ميدهد كه درصد همكاريهاي ما درزمينه ارائه مقالات بسيار پائين بوده و همواره ازقانون نانوشته تك روي كن و برترباش، پيروي شده است.
شكاف و باند بازي دريك رشته دانشگاهي علمي معتبر، جاي شگفتي دارد.نگاهي به نشريات رشته خود بيندازيم خواهيم ديد كه رشته ما به جناحهاي مختلف تكه تكه شده و هركس سعي دارد كه ازگروه مورد علاقه به انتشار نتايج پژوهشها بپردازد. تعدد نشريات علمي بسيار مطلوب است، اما به شرطي كه به قول معروف جهت ازپاي انداختن رقيب(!) نباشد. بسياري ازاوقات پيش آمده كه دانشجويان براي انتشار مقالات خود بايد از سفارش اساتيد استفاده كنند و نامه استاد روي مقاله دانشجو باشد كه چاپ آن ردخورنداشته باشد. اما كسي كه سفارشي نباشد، بايد مدتها به انتظار بكشد و به مكيدن سماق مشغول باشد كه كي مقاله اش به چاپ ميرسد. ببينيد، مساله اصلا چاپ شدن يا نشدن مقاله نيست. اصلا ما براي چه مقاله تهيه ميكنيم؟ مگر نه اينكه ميخواهيم يافته هاي خود را دراختيار ديگران بگذاريم تا آنها را ازاين اطلاعات جديد آگاه كنيم و آنها نيز به ارزيابي كار ما بپردازند؟ مگر نه اينكه ما مستقيما درارتباط با جامعه هستيم و هدفمان اين است كه جامعه از نظر علمي و فرهنگي ارتقا دهيم؟ پس اگر براي نام و نان به نوشتن مقاله يا پژوهش بپردازيم اين كار چه ارزشي دارد؟ البته ممكن است كه بگوييد شرايط نامناسب فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي سبب ساز اين مشكلات شده است. اما باور كنيد كه اين توجيه را كه ازبسياري ازافراد شنيده ايم اصلا منطقي و پذيرفتني نيست.
ما مقاله مينويسيم كه پايه هاي نظري رشته خودرا محكم كنيم و ازاين تئوريها دركتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني جهت خدمات رساني به جامعه اطلاعاتي استفاده كنيم. با تفرق بين خودمان، نه تنها ارزش رشته مان و كتابداران را پائين مي آوريم، بلكه انگيزه ديگران را هم براي مطالعه و پژوهش دررشته جهت خدمت رساني به جامعه اطلاعاتي امروز، ميكشيم و به قول معروف(( نخبه كشي))‌ميكنيم. نخبه حتما كسي نيست كه چندين كتاب نوشته و مقالات خودرا هم به صورت كتاب درمي آورد و ازفرصتي جهت كسب نام و نام سود ميبرد. به قول يكي ازدوستان هركسي كه به نحوي درتلاش براي خدمت به رشته است، نخبه است.كسي كه هدايتگر خوبي باشد، حتي اگرمقاله هم نداشت، هم نخبه است. ما با جامعه درارتباطيم و نبايد به جان هم بيافتيم.
كتابداران، با مطالعه، اشاعه اطلاعات و وارد كردن اطلاعات به خانه هاي افراد جامعه، به رسالت خود عمل كنند و دست كاربران را بگيرند و با خود به جلو ببرند. اميدواريم كه هرچه به اتحادي يكپارچه درجهت خدمات به جامعه استفاده كننده كتابخانه ها كه حيرت زده ما را نظاره ميكنند، برسيم.
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم