کتابداران فردا

آندره کارنگی های ايران کجا هستند؟




مدتي پيش، مطلبي درويكي پديا، درباره آندره كارنگي به چشممان خورد. بدنيست به اين مطلب نگاهي بيندازيم. درضمن، درانتهاي اين مطلب، يك سري نكات هم هست كه توجه به آنها بدنيست.
آندره كارنگي معتقد بود كه كتابخانه هاي عمومي مهد دموكراسي هستند. اين تاجر اسكاتلندي، درسالهاي 1883 تا 1929 حدود 2509 كتابخانه درامريكا،اسكاتلند، بريتانيا،ايرلند، زلاندنو و چند جاي ديگربنا كرد كه به كتابخانه هاي كارنگي شهرت دارند. معماري اين كتابخانه ها برگرفته ازمعماري دوران رنسانس و كلاسيك و بسيار باشكوه بوده است. اين انسان ثروتمند و نوع دوست، چون به پيشرفت جوامع ازطريق كسب دانش اعتقاد داشت، پيوسته ميگفت هميشه بايد كتابخانه ها درجهان پرفروغ باشند. با اين كاراو، تحولي عظيم درجهان پديد آمد و روشنفكران و نويسندگان و دانشمندان متعددي ازدل همين كتابخانه ها بيرون آمدند و كشورخودرا توسعه دادند. ايده آموزش مادام العمربه واسطه فعاليتهاي او به وجود آمد. خود آموزي ازطريق كتابخانه با رشد كتابخانه هاي كارنگي و امثال آن توسعه يافت.
با اينكه امروزه، بسياري ازكتابخانه هاي كارنگي يا به موزه يا به منزل مسكوني يا به دفاتراداري تبديل شده است، ولي هنوز صدها كتابخانه به نام كارنگي درجهان هستند كه نام او را زنده نگهداشته اند. اساس كتابخانه عظيم عمومي نيويورك همين كتابخانه هاي كارنگي است. اگراطلاعات جزئي تري راجع به كارنگي و كتابخانه هايش ميخواهيد، كتابخانه هاي كارنگي را كليك كنيد… اما …
-ما دركشورخود چند تا آندره كارنگي داشته ايم؟ كدام بازرگانان حاضرند تا بخش هرچند اندك ازدرآمد خودرا صرف ايجاد كتابخانه هاي متعدد و غني ازمنبع، بنمايند؟ آندره يك اسكاتلندي بود. ولي با ايجاد كتابخانه هاي متعدد دركشورخود، بريتانيا، ايرلند، امريكا و … دنيا را متحول كرد. اما ما بايد همچنان حسرت داشتن يك كتابخانه عمومي استاندارد و نه يك قرائت خانه سرشارازدانش آموزان پشت كنكوري، را به دل داشته باشيم. هنوز بايد شاهد باشيم كه دركشورهاي همسايه آنسوي خليج فارس، مناطق شمال و جنوب و مشرق و مغرب هرشهر، داراي كتابخانه عمومي مخصوص خود هستند و ما اينجا ببينيم كه هرتكه زمين كوچكي تبديل به طبقات برهم چيده شده اسكناس ميشود.
رندي ميگفت دركشورما، ايجاد كتابخانه و باشگاه كتاب و امثالهم، صرف كه نميكند هيچ، ضررهم درآن نهفته است. سودمندي در درهم كوبيدن يك ساختمان و ايجاد برجهاي متعدد است. اينكه ما افرادي داريم كه ازآندره كارنگي به مراتب ثروتمندتر هستند ولي فهم و درك او را ندارند و ازجيب خود آنسوتررا مشاهده نميكنند، باعث تاسف است.
اشكال كاركجاست؟ آيا ما كتابداران در انتقال اهميت كتابخانه درجامعه به افراد، كوتاهي كرده ايم؟ يا قرائت افراد از كتابخانه چيز ديگري است؟ چرا يك مقام مسئول درشهرداري فلان شهر، بايد بگويد كه كتابخانه چه اهميتي دارد؟ مهم چيزهاي ديگري است. مهم چيز ديگري است! بله. مهم اين است كه درمانگاهي تعطيل شود، زميني خريده شود تا فلان تاجر ازفلان كشورعربي با سلام و صلوات و احترام بيايد و به قولي پروژه اي 600 واحدي را آغاز كند.
انجمن كتابداران بايد نقشي فراتراز برگزاري كلاسهاي مختلف براي كتابداران داشته باشد.
امروز، حضوردرمحافل عمومي و تبليغات گسترده براي اهميت كتابخانه ها و فشاربرمقامات دولتي و بخش خصوصي جهت ايجاد كتابخانه هاي مختلف، بايد ازنقش انجمن كتابداران و شاخه هاي مختلف آن باشد. بهتراست بيش ازاين در لاك فرو نرويم. اگر ما يك آندره كارنگي دلسوز دركشورنداريم، درعوض آندره كارنگي هاي بالقوه اي داريم كه با ترفندهاي گوناگون ميتوانيم آنها را وارد عرصه كتابخانه ها كنيم. تدبيري لازم است و ضمانت اجرايي ميخواهد. به قول يكي ازدوستان،چقدر فكر؟! چقدر تامل؟! چقدر تفكر؟! چقدر انديشيدن؟! يه بار هم خودمان را به نفهمي و حماقت بزنيم شايد به نتيجه رسيديم!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:۱٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم