کتابداران فردا

درباره قطع نشريات

وبلاگ دات که بيشتر درباره علوم ارتباطات و روزنامه نگاری مطلب منتشر ميکند مدتی است که وارد حيطه کتابداری و اطلاع رسانی شده و مطالبی ازاين دست ارائه ميکند. خوشحاليم که رشته ما آنقدر همه گير شده که روزنامه نگاران هم به آن ابراز علاقه ميکنند. (البته اين دليل برآن نمی شود که دربرابر حضور يک مديرغيرکتابدار و غيرواجدشرايط و غير متخصص دريک کتابخانه بزرگ دانشگاهی سکوت کنيم و اين اعتراض ما همچنان ادامه دارد). به هرحال مطلبی درباره نشريات دريکی ازيادداشتهای اين وبلاگ به چشم ميخورد که توجه شما را به آن جلب می کنيم. اينها اصطلاحاتی درباره قطع نشريات هستند:

Big-pocket format
قطع جيبي بزرگ : یکی از قطع های انتشار مجله.ابعاد این قطع 1/25× 3/19 سانتي متر است
Standard Formats
فرمت هاي استاندارد در مورد قطع مجلات مطرح می باشند و عبارتند از : A4 که 21×7/29 سانتي متر است و قطع آمريکايي که 9/27 × 6/21 سانتي متر است . کلاسيک ترين مجله قطع جيبي ريدرز دايجست است که ابعاد آن 4/18 × 5/13 سانتي متر مي باشد.
Pocket format
فرمت جيبي : اکنون بسياري از ناشران مجلات و روزنامه ها به يک فرمت يا قطع کوچکتري رسيده اند که به اصطلاح به قطع دوستانه يا دوستدار کاربر معروف شده و يکي از اين قطع ها فرمت جيبي است. در واقع قطع جيبي يک فرمت استاندارد نيست و هر ناشري ابعاد مورد نظر طرح خود را براي قطع جيبي در نظر مي گيرد : عرض رول ، برش کار و تجهيزات تاکن همه در انتخاب اين ابعاد نقش ايفا مي کنند . کوچک ترين قطع در زمينه قطع جيبي از عرض 8/14 سانتيمتر شروع مي شود که ازافست استفاده مي کند و قطع بعدي 5/16 سانتي متري است که با گراور چاپ مي شود . نکته ديگر اين است که کارهايي که طول 21 سانتيمتر دارند توسط افست و کارهايي که طول آن ها 22 سانتي متر است با گراور چاپ مي شوند.

رتبه بندی دانشگاههای جهان در وب

اين پروژه يک کار وب سنجی است که با هدف تعيين رتبه دانشگاهها و موسسات عالی درسراسر دنيا و براساس شاخصهايی در وب سنجی صورت گرفته است.دراين پژوهش شمار صفحات اچ تی ام ال ازيک دامين و مجموع لينکهای بيرونی-همچنين شمول فايلها درقالبهايی چون اکسل-پاورپوينت-پی دی اف و غيره در هروب سايت تعيين شده است.برای تعيين لينکهای هروب سايت از موتورهای کاوش ياهو-گوگل و تئوما استفاده شده است.  دراين پژوهش ۱۰۰۰ وب سايت دانشگاهی دنيا درقاره های مختلف مشخص شده است. رتبه وب سايتهای دانشگاهی ايران دراين رده بندی ۱۰۶ بوده است. می توانيد روی وبسنجی کليک کنيد تا اطلاعات بيشتری را کسب کنيد.

افتتاح کتابخانه ملی ايران ازنگاه ديگران   

همانطورکه ميدانيد کتابخانه ملی ايران به عنوان گنجينه ميراث مکتوب ما چند ماه پيش به ساختمان جديدش منتقل شد و طی مراسمی اين ساختمان افتتاح شد. هرچند که شايد خيلی ديرشده باشد اما اين مطلب امروز به دست ما رسيد. حتما مجله انجمن کتابداران آمريکا يا همان American Libraries را بارها ازنظر گذرانده ايد. اين مجله درشماره ماه آوريل ۲۰۰۵ مطلبی را به افتتاح کتابخانه ملی ايران اختصاص داده است. درگزارشی که سردبيران اين مجله تهيه کرده اند آمده است که رئيس کتابخانه ملی ايران گفته ما برای تهيه کتاب و منابع مختلف مشکلی نداريم حتی با کشورهايی که به لحاظ سياسی با آنها مساله داريم ميتوانيم درارتباط باشيم و منابع مورد نياز خودرا تهيه کنيم. البته سردبيران اين مجله ازمشکلاتی که برايشان هنگام ورود به تهران برای حضوردرمراسم افتتاحيه کتابخانه ملی برايشان به وجود آمده ازجمله معطل شدن درفرودگاه و... نيز سخن به ميان آورده اند که ديگر دراين مقال نمی گنجد. فقط جالب بود که آنها مراسم افتتاح کتابخانه ملی ايران را دريک مجله معتبر کتابداری جهان به طورکامل همراه با عکس منعکس کرده اند.

نوبرانه: قهوه خانه=کتابخانه

 تعدادي از قهوه خانه هاي شهر هاي قاهره و اسكندريه به همت صندوق توسعه فرهنگي مصر ، به كتابخانه تبديل مي شوند.  سالن ها و هيات هاي ادبي و قهوه خانه ها در دهه چهل ميلادي نقش عمده اي در گسترش فرهنگ و ادبيات و جريان هاي فكري و پرورش چهره هاي معروف داشتند كه امروزه ديگر نقش خود را از دست داده اند. صندوق توسعه فرهنگي مصر سعي دارد به منظور حفظ خاطرات روشنفكران و ادامه روند فرهنگ سازي اين قهوه خانه ها ، آن را به كتابخانه هاي عمومي تبديل كند. جام جم نکته ظريف: خيلی جالب ميشود که اگر اين ايده به کشورما نيز سرايت کند. درآن صورت کتابداران بايد برای کاربران پای ميزهای مطالعه و رايانه قليان چاق کنند-بساط آبگوشتی را به راه بيندازند-نقالی هم بکنند(البته يعنی توضيح درباره نحوه کاربا نرم افزارکتابخانه ای) و غيره... تصور ميرود که درآن روزبايد مجلس ختمی را برای کتابداری برگزار کنيم. اينطورنيست؟

سوال بی جواب

چند تن ازدوستان درواکنش نسبت به تغيير رئيس کتابخانه ميرزای شيرازی و به طور کلی حضور غيرمتخصصان و غيرکتابداران درپست مديريت کتابخانه چند جمله ای را ابراز داشته اند. يکی ازدوستان معتقد بود که دريک اقدام نمادين برای هميشه به اين بدعت نادرست پايان دهيم. مثل تحصن آرام يا انتشار يک بيانيه رسمی دراعتراض به اين کار. ساير نظرات دوستان را ازنظر می گذرانيم:

اول اينکه: یکی از عمده ترین جاهایی که ما با این مشکل در آن روبرو هستیم دانشگاههای علوم پزشکی است. وجود تعداد زیاد پزشکان عمومی و متخصص در دانشگاههای علوم پزشکی از یک طرف و از طرف دیگر نبود ردیف شغلی مناسب برای این قشر، مسئولین را به فکر انداخته ( البته اگر فکری در کار باشد) ! در نهایت به این نتیجه رسیدند که یک پزشک عمومی صرفنظر از اینکه تخصص لازم در کتابداری را  دارد یا نه به هر حال یک دکتر است و به دنبال کشیدن نام دکتر کافی است تا ارجحیت این فرد را بر یک کتابدار متخصص نشان دهد !! یکی از معضلات جامعه ما بازی با نام ها و در اکثر مواقع ارزش گذاری های بیجا در نام و سمت ها است.

دوم:  بی شک چنین سوال بی جوابی می تواند معلول علل گوناگونی باشد و شاید بتوان گفت ضرورت انجام پژوهشی در این حیطه می تواند روشنگر جواب یسیاری از سوالات ، مجهولات و ابهامات ما باشد. البته از طرفی قدرت اجرایی نیز بعد دیگر قضیه می باشد . شاید ما توانسته باشیم همایشها ، کنفرانسها ، سمینارها و  دیدگاههای متنوعی را ارائه دهیم و لی تا زمانی که قدرت اجرایی ، پشتیبان ما نیاشد تمام این  زحمات و تلاشها فقط در حد رویکردهای اتو کشیده و صیقل داده شده باقی خواهند ماند و رهآورد چنین رویکردهایی نیز چیزی جز صعود کاذب به آمال دست نیافتنی نخواهد بود.

و بالاخره: از آنجا كه در كشور ما علم و عمل از يكديگر فاصله زيادي دارند تاكيد بر حرفه مند شدن فقط با حرف يا به عبارتي كار علمي كه به شكلهاي همايش و مقاله و... صورت مي گيرد كارساز نيست براي اثبات اين مدعا فقط كافي است كه نگاهي به پشت سر بياندازيم . اما براي اينكه فعاليتها عملي شوند يعني تصوير ذهني به وجود عيني مبدل شود بايد كار را به بازار كار كشاند آنچه گاه گاه بطور جسته گريخته با پيشنهاد تاسيس انجمن صنفي مطرح مي شود. اگر ما اين مسائل را بصورت علمي صدها بار مطرح كنيم فقط براي خود مطرح كرده ايم چون بحث علمي است و جامعه علمي اين رشته خود ما هستيم لذا بايد كار، صنفي دنبال شود تا با ساير اصناف و اقشار هم سرو كار پيدا كند . اينجا است كه پاي سازمان مديريت و برنامه ريزي ، وزارت خانه هاي مختلف ، مجلس شوراي اسلامي و... درميان خواهد آمد.

كتابداران جوان بايد بدانند كه اين كار ازسوي  پيش كسوتان اين رشته دنبال نخواهد شد چرا كه نگاه به پشت سر ما را گواهي ميدهد دليلش را اينجانب نمي دانیم زيرا زشت است اگر بگويیم شايد به اين خاطراست كه آنها آردشان را بيخته و الك را آويخته اند وشايد ماهم اگر آب باريكي براي معاش بيابيم همچنان خواهيم شد تا چه رسد كه مانند بزرگان اين حرفه به رودي خروشان ...پس يا بايد فراموش كرد يا بايد صبر كرد تا خود موقعيتي براي عمل يافته  و خود را نيز فراموش نكنيم.  
 
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٤
Comments نظرات () لینک دائم