کتابداران فردا

خسته اما همچنان پويا

هيچ كتابداري نيست كه نام پوري سلطاني را نشنيده باشد. خدمات فني، سرعنوانهاي موضوعي، دانشنامه كتابداري، راهنماي مجلات ايران و… كتابهاي او هستند كه همه كتابداران، دستكم چند بار به تورق آنها پرداخته اند. روزنامه ايران، در تازه ترين شماره خود و درصفحه مهرگان، صفحه اي را به زندگاني بانوي كتابداري ايران، پوري سلطاني اختصاص داده است. اين اقدام جالب روزنامه ايران، بهانه اي شد تا بخشهايي از فعاليتها و زندگاني مظهر كتابداري ايران را منعكس كنيم. مطلب اينگونه شروع مي شود.
چرا بايد مصاحبه كنم؟ يك عمر است تلاش مي كنم تا نامي از من نباشد. وي جوياي نام نيست، 40 سال در كنج كتابخانه ملي تلاش مي كند و همچنان فعال و پوياست. نويسنده مطلب(روزنامه ايران) سطوري را به اهميت كتابخانه در جامعه اختصاص داده است و هدف خود از نگاشتن درباره پوري سلطاني، اداي دين به كتابداران بي ادعا و مدعاي ايراني بيان كرده است. پوري سلطاني، متولد 1306، تهران، و از اولين زنان فارغ التحصيل كتابداري دانشگاه تهران است. وي همسر مرتضي كيوان، شاعر جوان اصفهاني الاصلي بود. كيوان روزنامه نگاري چيره دست بود كه مدير داخلي و دبير چندين مجله ادبي بود. كيوان در سال 1333 به دلايل سياسي اعدام شد و احمد شاملو شعر معروف سال اشك پوري، سال خون مرتضي را سرود. سلطاني علاوه بر آثاري كه به جامعه كتابداري ايران عرضه كرده است، كتاب فرصت حضور، هنر عشق ورزيدن و.. را نيز نگاشته و ترجمه كرده است. وي معتقد است كتابداران حقيقي بايد كاري كنند كه كتابخانه ها به صورت استاندارد اداره شوند و به همگان اين موضوع را تفهيم كنند كه كتابخانه مكاني است براي تربيتت شهروند خوب. كتابدار واقعي به خوبي مي داند كه كتابخانه بقالي نيست كه در آن معامله انجام شود. سلطاني، روش جذب مردم به كتابخانه را مي داند و نياز آنها را در مي يابد و با خوشرويي با آنها برخورد مي كند و اطلاعات لازم را ارائه مي دهد. …
نسل امروز كتابداران، بيش از هرزمان ديگري نيازمند شناخت پوري سلطاني و امثال پوري سلطاني هاست. كساني كه امروز، اهميت پژوهش را نمي دانند چرا كه اصلا كتابداري را نمي شناسند و تلاشهاي كتابداران را نمي بينند. براي خانم پوري سلطاني از دادار پاك، آرزوي عمر باعزت و سربلندي و موفقيت داريم. شانه هاي كتابداري ايران، زير دوش ديني كه به خانم سلطاني دارد، خم شده و بايد قدر وي را بيش از اينها بداند.چرا امثال او در اين سرزمين، گوهري شب چراغ هستند.


قلب و دغل در کار داور(۲)
آقای دکتر اميرحسين اميرخانی. اين نام را حتما به خاطر داشته باشيد.
توليد كتاب و اينهمه لاكتاب؟
يكي از اساتيد بزرگوار كه ما در منابع كتابداري از ايشان بسيار ديده و شنيده ايم در گفتگو با يكي از جرايد گفته بود كه در شگفتيم از اينكه در جامعه ما كتاب خوان پيدا نمي شود ولي اين همه كتاب توليد مي شود و اين همه انتشاراتي وجود دارد؟
شايد جواب سوال ايشان اين باشد: برای سايش انگشت شست و سبابه!
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٥٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸٤
Comments نظرات () لینک دائم