کتابداران فردا

کتابدارانه ها

مهجوریم منفور نیستیم:کمی طولانی....

حدود چهل سال است که از عمر کتابداری آکادمیک ایران می گذرد. در این چهل سال با پستی و بلندیهای زیادی مواجه شده ایم. گاهی فقط خود را در محدوده هفت و نیم در دوازده و نیم سانتیمتر قرار دادیم- گاهی فقط مواظب بودیم که کسی کتابهایمان را نبرد-گاهی از تعداد زیاد مراجعان و سئوالات مکرر آنها در بخش مرجع( که هنوز هم برای خیلی از کتابخانه ها تعریف نشده باقی مانده) گلایه داشته ایم- گاهی...سالها این روندها را طی کردیم و رفتیم تا رسیدیم به عصر جدید. دیدیم که کشورهای دیگر چه میکنند و ما چه میکنیم. آنها کجایند و ما کجاییم. هنوز خیلی از مسائل برایمان حل نشده باقی مانده بود که گیر فناوری افتادیم و خودمان را در آن غرق کردیم. ولی در تمام این مدت بد کار نمیکردیم. حداقلش این بود که در جهان حرفی برای گفتن داشتیم و از اصول و قوانین کتابدارانه جهانی چیزی کم نداشتیم. البته سردرگم در این چهل سال دور خودمان چرخیدیم و گاهی از این شاخه به آن شاخه پریدیدیم. شاید تلاش زیادی نکردیم که کتابخانه ها واقعا یک نهاد شوند( تا به قول دکتر حری همانند یک آبدارخانه که در ادارات از اهمیت فراوانی برخوردار است این تشکیلات هم به قول معروف نهادینه شود) ولی خب نمیتوانستیم به زور کسی را وادار به مطالعه کنیم به زور کسی را به کتابخانه هایی بکشانیم که منابع مناسب و جذابی ندارند و غیره. با این حال هرکتابدار متعهد در هر سمتی که بوده تلاش خود را برای انجام رسالتش انجام داده. عده ای خیلی زیاد و عده ای هم کم و ناچیز. البته ولی در تمام این مدت به این فکر بودیم که جایگاهی برای خودمان در سازمانها پیدا کنیمبخشی از مهجوریت ما همانطور که بسیاری از شما اذعان دارید به خودمان بازمیگردد که ساکت-صبور و صادق بودیم. بیش از حد در برابر مسئولانی که کوچکترین اهمیت و درکی برای کتابخانه ها و رسالت کتابدار قائل نیستند. مسئولانی که به قول یکی از دوستان منطق-پنطق (نقل از آن مسئول) سرشان نمی شود و به هر بهانه و ترتیبی که هست باید کتابخانه ای را تعطیل کنند. مسئولانی که حتی در برابر تلاش فراوان کتابداران و برافروختگی آنها برای تعطیلی کتابخانه حتی به خود زحمت خم آوردن به ابرو هم نمی دهند. پس مسئولان ناآگاه که در ناآگاهی عجیبی مانده اند و حاضر نیستند که از آن به اصطلاح تفکر خارج شوند. مسئولانی که حتی میخواهند برای کتابداران هم خط و خطوط تعیین کنند و به آنها بگویند شما که هستید و چه وظایفی دارید و باید چه بکنید و چه نکنید! اگر ما در این تعلل نکرده بودیم و کمی با صدای بلندتر حرف خود را به کرسی می نشاندیم شاید امروز ادعای مهجوریت نمی کردیم. دوستانی که رساله ها و مقالاتشان درباره وظایف کتابداران بوده چرا نباید آن را به یک سازمان خاص معرفی کنند تا آن سازمان بر اساس یک نظر کتابدارانه به مشخص کردن وظایف کتابداران بپردازد؟ پس بازهم این قضیه به خودمان برگشت. تعلل و این هم نتیجه اش. ولی .. ولی با تمام این احوال با وجودیکه هنوز خیلی ها با نام رشته مشکل دارند( باور کنید اصلا نگارنده قصد نوشتن این جمله را نداشت ولی چاره ای نبود! نگارنده این سطور از بحث های بی پایان و بی نتیجه و سردرد آور درباره نام رشته بیزار است!) و در جامعه مان ظاهرا مهجوریم و چله نشین ولی هرگز منفور نیستیم. کار خود را دوست داریم و احترام اجتماعی را هم در جامعه داریم. درست است شاید مهجور باشیم و برخی مسئولان غم انگیز و پرغلط مارا مهجور کرده اند ولی هرگز منفور نشده ایم و نخواهیم شد...

کتابدار موفق کیست؟

کسی که دکتر باشد(از یکی از کشورهای جهان-آسیایی ترجیحا هندی). یک پاراگراف مطلب بنویسد. در مطلبش از هیچ استناد و منبعی استفاده نکند. مقاله اش در یک جایی(ترجیحا یک مجله الکترونیکی) منتشر بشود. در نهایت این مطلب هم بدون سوگیری میباشد!

تمیز کاری

کار کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه جالب است. یک نشریه منتشر کرده اند که نوعی فعالیت خودجوش کتابدارانه در آن موج میزند. به کتابداران این کتابخانه به خاطر کارشان تبریک میگوییم. حیف که لینکی نیست که بشود این نشریه را دید. ولی اگر عضو گروه خبری هستید حتما می بینید.

تعویض مدیر داخلی

گفته میشود که مدیر داخلی فصلنامه کتاب-خانم کمالی فر عوض شده و ایشان دیگر در فصلنامه کتاب فعالیت نمیکنند. اینکه چرا این امر صورت گرفته و چه کسی جای ایشان آمده هنوز مشخص نیست.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٤٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم