کتابداران فردا

اين اظهرنظرهای پفکی...

چندروز پیش به قصد بازگشت از کتابخانه ملی سوار سرویس شدیم و در انتظار به سربردیم تا راننده مینی بوس عنایتی نماید و مسافران را به به مقصد رهنمون گرداند. ولی..گویا راننده سرویس گرم گفتگو با دیگر همتایان خود بود. بحثشان خیلی گرم بود و توجه همه افراد حاضر در سرویس به این گفتگوی داغ جلب شده بود. راننده جوان با شور و حرارت می گفت( نقل به مضمون و بدون سوگیری): ((توی دانشگاه فقط چندتا رشته توپ داریم.. زیست شناسی- شیمی- کامپیوتر- پزشکی. مهندسی- اینهاست که آینده داره...کار تو همین رشته هاست. بقیه رشته ها پفکی هستن.. خواهر زاده خود من ادبیات قبول شد.. گفتم بدبخت..ادبیات بخونی که چی....؟ نگذاشتم بره دانشگاه..گفتم یا درس تعطیل یا اینکه یک رشته توپ دهن پرکن بخون...بقیه رشته ها باید مدرکشون جر بدن و بریزن دور...نمونه اش همین رشته...به چه دردی میخوره خداوکیلی؟!)) این را که گفت دیگر از گوشهایمان دود زد بیرون!! وقتی آمد بالا بهش گفتیم ده دقیقه دیگه حرف می زدی در وزارت علوم تخته می شد. خوب شد نشدی مشاور انتخاب رشته.. غضبناک برگشت و گفت: چیه داداچ!! حرفی داری؟!! -کی؟ من؟! نه! گاهی سکوت بهتر از در افتادن با راننده جماعت است!  یک ضرب المثل قدیمی هست که میگوید....هیچی! بگذریم... بعضی از اظهارنظرها هم پفکی هستند! مگر نه؟!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:٤۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٩ آبان ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم