کتابداران فردا

هزار نكته باريكتر ازمو اينجاست




زمان مي گذرد. زمانه نيز هم. چهار سال ازعمر گرانبها دراين رشته عزيزبه هرترتيب مي گذرد. همانند ساير موجودات عالم دانشگاه، واحدهايي گذرانده مي شود. مطالبي آموخته مي شود كه هركسي نخواهد توانست ازآن سردربياورد. به قول معروف درقوطي هيچ عطاري يافت نمي شود. گفتند برتر ازرشته شما نيست. حيرت كرديم. گفتند علومي كه مي خوانيد اطلاع رساني است، قند توي دلمان، تبديل به عسل شد. گفتند نگران آينده كاري نباشيد. غرور گرفتمان. گفتند…. گفتند…. گفتند…. با همين انگيزه ها و صحبتهاي زيبا، اينگونه شد كه خيلي ازما خودمان را دراين حرفها غرق كرديم و تمام تلاشمان را درجهت گسترش آن و شناختن آن به ديگران و علاقه مندكردن نسل جديد كتابداران، معطوف كرديم. هرروز آنچه دركتابخانه ها مي ديديم با خوانده هامان و آرمان هايمان متفاوت بود. ولي مي گفتيم درستش مي كنيم… زمان گذشت… چهار سال عمر گذشت… نه. پشيمان نيستيم. ابدا. ولي… مي خواهيم فرياد بزنيم كه چرا هنوز كسي كتابداررا موجود به حساب نمي آورد؟ چرا نمي دانند كتابدار شدن اتفاقي نيست؟ چرا نمي دانند كتابدار هم مانند ساير علما، تخصص دارد؟ چرا نمي دانند هركسي نمي تواند كتابدار باشد؟ چه وقت بايد فهميد كه عزيزان، بزرگان،آقايان اين كسي كه كتابداري و اطلاع رساني خوانده، هم انسان است،فقط كم مانده كه ،خيلي عذر مي خواهيم، ازاو حق توحش هم بگيرند.چرآنقدر جامعه مان با كتاب و كتابخانه بيگانه شده كه نيازي به تاسيس كتابخانه و استفاده از كتابدار احساس نمي كند؟ چرا اصلا هيچ چيزي سرجايش نيست؟ چرا ((روابط)) دراين رشته مقدس هم جانشين برحق(!) شايستگي و ضوابط شده؟! مي گويند اتفاقا اگر روابط نباشد، جاي شگفتي دارد. اگر تملق نباشد جاي شگفتي دارد. چرا هيچ انجمني، سازماني، مؤسسه اي نيست كه ازحقوق كتابداران دفاع كند. همين است كه هرازچند سالي سمينار پس دفاع ازكتابداران برعهده كيست؟ آيا اجباري گذاشته اند كه حتما هفته كتاب داشته باشيم؟! درجامعه اي كه كتاب و كتابداران براي مردمش و بزرگانش پشيزي نمي ارزد؟! يك نگاهي بيندازيم به كشورهاي دور و برخودمان. ببينيم كه انجمن كتابداران آمريكا چه ها كه براي كتابداران و كتابخانه ها انجام نمي دهد.
حالا ما كارمان بايد به جايي رسيده باشد كه فقط بنشينيم و بگوئيم كه بله، كتابخانه ديجيتالي و كتابدار ديجيتالي و… فناوري اطلاعاتي ، آن وقت خودما را حتي دريك سمينار فناوري اطلاعات راه ندهند و بگويندبرو كنار بگذار نسيم بوزد؟ نخير عزيزان. ما هنوز نتوانسته ايم جاي خودرا درجامعه پيدا كنيم و هنوز نمي توانيم حق خود را بگيريم، بياييم ديجيتال ديجيتال هم بكنيم؟!
با تمام احترامي كه براي قشر كارگرقائليم، چرا بايد حقوق يك كارگر با كتابدار يكي باشد يا حتي پائين تر؟ يك آدمي كه پس از4سال ورجه ورجه كردن، مي خواهد كارخود را دريك كتابخانه شروع كند با تمام افكار و ايده هايي كه دارد، كنار مي رود ولي فلان آدمي كه نمي داند كتاب را كطاب مي نويسند يا كه تاب، مي شود مسئول يك كتابخانه. معلوم است ديگر چه بلوايي مي شود. همه ساله چيزي نزديك به 200 دانشجوي كتابداري و اطلاع رساني فارغ التحصيل مي شوند. ولي ازاين 200نفر چند تا واقعا دريك كتابخانه اي استخدام مي شوند كه سرش به تنش بيارزد؟!ما به مرجعي قوي و قدرتمند نيازمنديم كه درتمام محافل ازكتابدار و حقوقش دفاع كند. ولي حالا كه كسي توجهي به كتابداران نمي كند، خودمان بايد دست بكارشويم. نااميد شدن و گوشه عزلت نشستن كافي است. گوشه يك اتاق دريك اداره خاك خوردن كافي است. حقارت كتابداران كافي است.منت ديگران را كشيدن كافي است. بايد يا علي گفت و پاشد. بايد دل را به دريا زد و جلو رفت. بايد غير متخصص ها را كنارزد. بايد هركسي سرجاي خودش باشد. مطمئن باشيد كه كسي جاي كسي را تنگ نمي كند. دفاع ازحقوق كتابداران فردا برعهده ماست. كتابداران هم مانند ساير حرفه ايها حق و حقوقي دارند. بايد به آنها توجه شود. بايد امور مربوط به كتاب و كتابخانه ها را به كتابداران واگذار كرد. پس كتابداران فردا، بياييد با كمك هم، ازحق يكديگر دفاع كنيم تا باشيم و همه پاس بدارند كه هستيم. عزم و تخصص و حركت كتابداران فردا، آينده كتابداري و كتابخانه هاي ايران را مي سازد… ازماست كه برماست.


نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:٥۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱ تیر ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم