کتابداران فردا

چه هدر دادن عمر آسان است




قبل ازذكر مطلب تازه، درباره مطلب قبلي بايد عرض كنيم كه بله،حق با آن دوست عزيز است كه پيامش ذكر شده بود. ولي بايد مجددا تكرار نماييم كه اين فقط يك مقايسه بود با برخي كتابدارنماها. ما كه مريض نيستيم به صنف كتابداران واقعي اهانت كنيم!اين يك مساله اي بود كه لازم ديديم كمي شفافش كنيم. نمي دانيم حالا شفاف شد يا نه؟! برويم سركار خودمان…
برهمگان آشكار است كه برخي دروس و واحدهايي كه دانشجويان علوم كتابداري و اطلاع رساني مي گذرانند، به جزهدردادن انرژي اين دانشجويان هدف ديگري ندارد. ما كه در راس امور نيستيم ولي نمي دانيم كه ديدگاه بزرگان امر، درباره رشته ما چه بوده كه به قول برخي عناصر معلوم الحال، آش رشته شده! ما هرگز نمي گوييم و نگفته ايم كه اين دروس به هيچ دردي نمي خورند. نه. ولي هرچيزي به جاي خويش نيكوست. اگر هدف ازداير كردن اين رشته، تربيت كتابداران متخصص بوده، ديگر ضرورتي به گذراندن دروس همانند جغرافيا، انواع تاريخها: ازتمدن بگيريد تا ادبيات و نظايري ازاين قبيل،فلسفه،اقتصاد،و خيلي چيزهاي ديگر احساس نمي شود.باور بفرمائيد خيلي ها به اين خاطر كه ما درسي مانند جغرافيا را ، كه البته سرجاي خود محترم است، مي گذرانيم، تحقيرمان مي كنند كه البته ما درمقابل به آنها گل مي دهيم و جوابشان را با لبخند كتابدارانه مي دهيم!
همه اينها به كنار، داشتن اساتيد لجوج مربوط به اين دروس خود عذابي بس اليم است! البته بايد گفت كه نزد ما كتابداران فردا، استاد جايگاه مقدس و ويژه اي داردو هميشه مورد احترام بوده است. اما … خب شايد اين مسائل درد مشترك همه نيمچه كتابداران باشد.
ببينيد، ترديدي نيست كه تمام كتابداران فردا، به دروس تخصصي خود علاقه داشته و با جان و دل درفراگيري آنها كوشيده اند. چرا كه نيك مي دانند كه غير ازآنها هيچ كس ديگري قادر به يادگيري اين درسها نيست! ازاين رو است كه 98درصد ازدانشجويان اين رشته، نمرات بالايي را كسب مي كنند. بگذريم كه گاهي برخي ازهمين دروس چنان عرق آدميزاد را درمي آورند كه منجر به گذراندن مجدد آنها مي شود! البته اين امر يا ازمشكلات فني دانشجوست يا ازسردلسوزي برخي اساتيد كه دلشان مي خواهد مجددا با برخي دانشجوها ديداري تازه كنند و اطلاعات خود را به ايشان منتقل كنند تا هرگونه شبهه اي رفع شود! اين ازدروس اختصاصي كه كمتر ديديم كسي راجع به آنها دست به اختشاش و تشويش اذهان بزند… ما كه نديديم ، شما هم نديديد ديگر!
آري چنين است اي كتابداران فردا! چه هدر دادن عمر آسان است. مي رسيم به همان برخي دروس مساله دار! مي دانيد كه چه زجري كشيديم تا دردرس فلسفه ((وجود)) خود را فهميديم؟ گاهي اشراقيون را نفرين كرديم و گاهي ديگران را! مصيبتي بود تا توانستيم خود را با سلسه هاي((چانگ و چونگ)) آشنا كنيم و به عصر ((مفرغ)) برويم تا ((تمدن))ساز آينده باشيم! سعي مي كرديم تا به نحوي سرخودرا سركلاس ((…)) گرم كنيم تا مبادا خوابمان ببرد! يا اينكه يك كتاب را زير ورو مي كرديم تا بلكه بتوانيم يك ((ريگ ودا)) پيدا كنيم تا فردا ،مثلا،معني اش را يا شرحش را ازاستاد بپرسيم و خدا خدا مي كرديم كه بحث استاد به سوي بازار كيش و افتادن فشار ناشي ازنوشيدن دوغ و نظايري ازاين قبيل كشيده نشود! دشوار تر ازاينها زماني است كه يك نيمچه كتابدار بخت برگشته، دراين دروس دچار سقوط آزاد شود و تبعات ناشي از((لج گرفتگي)) استاد گرامي براو مؤثر واقع شود! اميدواريم كه خودتان رابطه بين اين دروس، استاد لجوج ودانشجوي ظاهرا ساقط را پيش خودتان ترسيم كنيد و ما مجبور نشويم كه خداي نكرده زبان بسته مان باز شود! ولي خب خدا را شاكريم كه رگ خواب برخي اساتيد هم زود به دست آدميزاد مي رسد و آبي بر آتش را مثل مي گردد.ازته دل آرزومنديم كه هيچ نيمچه كتابدار آرزوداري، مورد غضب بي مورد و بي منطق اوستادش واقع نشود. خداوند همه نيمچه كتابداران و كتابداران و استادان را به راه راست هدايت كناد!
و باز هم اميدواريم كه بزرگان امر، به فكر تربيت كتابدارمتخصص باشند تا هركسي سرجايش خودش باشد و چرخ مملكت هم سريع و آسان بچرخد. اين امر با تجديد نظر درواحدهاي اين رشته ميسر مي گردد. ما همچنان به فرداي كتابداري و اطلاع رساني ايران اميدوارانه مي نگريم. به هرحال بايد ببخشيد كه روده مان هم اينقدر دراز است و نيز زبانمان!
نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:۳٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ تیر ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم