کتابداران فردا

یادی از دانشکده پیراپزشکی

دیروز پیامکی به دستمان رسید که ما را برد به گذشته های نه چندان دور.  حدود چهار سال پیش. جایی که اولین تجربه های تدریس را می گذراندیم در دانشگاه جندی شاپور اهواز. اولین تجربه با دانشجویان ترم هفت بود که همگی قبراق و سرحال آماده مچ گیری و حالگیری (!) بودند. یادمان می آید که یکی از آن دانشجویان که آقایی اصفهانی بود سوالی در مورد چگونگی آرشیو کردن بازیهای استقلال و پرسپولیس یا چیزی مشابه آن کرد! واقعا نمیدانستیم جوابش را چه بدهیم! فکر میکنم از آن جمع یکی دونفری کارشناسی ارشد قبول شدند و عده ای هم الان مشغول کار هستند. پریروز عکس یادگاری آخر ترم را با آن دانشجویان می دیدیم. یادشان بخیر. هرجا هستند موفق باشند.

آخرین گروهی که با آنها در دانشگاه جندی شاپور اهواز کلاس داشتیم گروه پرشوری بودند که از بنیانگذاران وبلاگ افکا شدند! کلاس بسیار گرم و پر جنب و جوش بود.خاطرمان هست که این نگارنده و  آقای محسن خان زین العابدینی روزهای خوشی را در این دانشکده با دانشجویان سپری کردیم! شبی که مراسم خداحافظی در پارک ساحلی اهواز گرفته بودند خیلی غم انگیز بود و به هرحال از این دانشجویان نیز جدا شدیم ولی از احوالشان جویا بودیم دورادور. برخی از این دوستان مثل خانم سعدونی- خانم بیتانه و دریکوند سرکار رفتند و برخی دیگر مثل آقای همت و خانم اتابک در مقطع کارشناسی ارشد قبول شدند. برخی دیگر هم در تلاش برای یافتن کار و تحصیلات بالاتر.

پیامک دیشب هم مضمونش این بود که یکی دیگر از جماعت افکایی یعنی خانم شادمان هم به جمع اراشد اضافه شده..همین یک پیامک باعث شد امروز کلی قلم فرسایی کنیم! به ایشان و همه دوستان جوان کتابدار تبریک عرض میکنیم و برایشان در تمامی مراحل زندگی آرزوی توفیق روزافزون داریم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٥٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم