کتابداران فردا

گردگیری از گذشته، چراغی برای فردا

چند وقت پیش، مشغول کتاب تکانی در منزل بودیم که چشممان به یک سررسید بدون جلد افتاد. با کنجکاوی مشغول تورقش شدیم. دریافتیم که این مدرک تاریخی، مربوط به ترم اول دوران کارشناسی ارشد است. تقریرهای کلاسی درس روش تحقیق، مبانی کتابداری، تکنولوژی اطلاعات و غیره. همه این مطالب با خطی بسیار خرچنگ قورباغه نوسته سده بود. خاطرمان هست که هر نکته مهمی در قالب اطلاعات مکتوب و مضبوط، ثبت می شد تا بعدها مورد استفاده قرار بگیرد. در این تورق، دو چیز جلب نظر می کرد. یکی ایده هایی که برای انجام پژوهش های آتی در کلاسها به ذهنمان می رسید تا سر فرصت روی آنها کار کنیم و هنوز جزو کارهایی است که قرار است روزی روزگاری از حالت بالقوه به بالفعل برسد! یکی همه پندانه هایی بود که گاهی لابلایی جملات اساتید می شد دریافت. در یکی از صفحات، چشممان به واژه سوگیری افتاد! که سر کلاس آقای دکتر کوکبی نوشته بودیم! قابل توجه دوست عزیزمان آقای زره ساز که دنبال تاریخچه چنین واژه ای بودند. در گوشه صفحات، جملاتی بود که خواندن آنها نه تنها خالی از لطف نیست، بلکه به نظر می رسد دارای تاثیر زیادی بر روی افراد باشد. برخی از این جملات که سر کلاسها توسط اساتید مطرح می شد عبارتند از:

اگر می خواهید چیزی را یاد بگیرید، سعی کنید که آن را یاد نگیرید. مثل راه رفتن بین قفسه ها یا تورق بین آنها برای یافتن یک منبع مناسب. کتاب خاصی نمی خواهید اما به طور اتفاقی کتابهایی می یابید که مناسب نیاز اطلاعاتی شما به نظر می رسند.

یک دانشجوی کارشناسی ارشد باید در صحبت کردنهای خود نهایت دقت و احتیاط را داشته باشد. پشت هر جمله اش باید تفکری حاکم باشد. حرفهایش مستند و موثق باشد. کسی که بتواند خوب فکر کند، می تواند خوب حرف بزند، خوب عمل کند و خوب بنویسد. چون گفتار و کردار، زائیده پندار است.

اینها برخی جملاتی بودند که دقایقی انسان را به تامل وا می دارند و به او انگیزه می دهند. انگیزه نوشتن و کار، کار توأم با لذت. چیزی که باید کتابداران، بیبشتر آن را جدی بگیرند. در نهایت، دریافتیم که یادداشتهای قدیمی و سررسیدها هم چندان به درنخور نیستند و به عنوان سند تاریخی می توان از آنها استفاده کرد!  

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:٤٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٥ آذر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم