کتابداران فردا

دوشنبه ای متفاوت

امروز برای برخی کارهای خاص به دانشگاه شهید بهشتی رفته بودیم و طبق برنامه قرار بود که ساعت 13 دانشجویان رشته علوم تربیتی را که این درس اصول کتابداری را می گذراندند برای بازدید به کتابخانه ملی ببریم. مینی بوس ساعت 12 و چهل و پنج دقیقه از دانشگاه حرکت کرد و حدود هشت نفر از دانشجویان را که مانده بودند با خود بردیم. ده دقیقه دیر رسیدیم و هنگامی که با حراست کتابخانه برای ورود هماهنگ میکردیم به ما گفته شد که قرار ما ساعت یازده بود و کمی دیر رسیدیم! راستش ماندیم که چه بگوییم! اصلاً به کلی فراموش کرده بودیم که قرار ما ساعت یازده بوده! به هرحال با کتابدار مربوط به بازدید از کتابخانه تماس گرفتند و ایشان موافقت کردند بازدید صورت گیرد. وقتی کتابدار مورد نظر آمد، در حالیکه سعی می کردند خونسردی خود را حفظ کنند با نگاهی ملامت بار گفتند که شما همیشه اینطور قرار می گذارید؟! در حالیکه به شدت لعنت بر خود می فرستادیم به خاطر این فراموشی دردسرساز، از ایشان به خاطر این اتفاق نامبارک سهوی پوزش خواستیم و آن بنده خدا هم با خوشرویی بقیه بازدید را به سرانجام رسانید. دانشجویان هم شکرخدا از این بازدید راضی بودند و مجددا همگی به دانشگاه برگشتیم. در راه این دانشجویان، شرمنده مان کردند و یک یادبود به ما دادند که به نظر می رسد را اولین هدیه منزل جدیدمان باشد!

راستی یکی دو روز است خبرهای خوشی از کتابداران به دست ما می رسد. بعد از خبر ازدواج خانم پشوتنی زاده، خبر متاهل شدن آقای سهیلی غافلگیرمان کرد و هنوز در این جو بودیم که باخبر شدیم متین کوچولوی آقای علی حمیدی پا به این دنیا گذاشته است. به این سه کتابدار عزیز تبریک عرض کرده و آرزوی شادی برای همه این عزیزان را داریم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:۳٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم