کتابداران فردا

افسوس كه بردوست ره خانه ببستند

گاهي فكر مي كنيم چرا اسكلت ساختماني كه حوالي ميدان ((…)) است، و قرار بوده يك روزگاري كتابخانه عومي شود،سالهاست به حال خود رها شده ؟بازگاهي فكر مي كنيم اين همه بچه بي گناه كه به طرز اسرار آميزي وارد علوم كتابداري و اطلاع رساني مي شوند، بعدش چه كار مي كنند؟ چند نفر سر از مدرسه در مي آورند و معلم مي شوند. چند نفر توي يك اداره، آبدارچي مي شوند. چندنفر توي همان اداره دفتردار يا انبار دار مي شوند. چند نفر وارد كار تجارت مي شوند.چند نفر هم بيمار مي شوند! چند نفربيكار مي شوند. چند نفر …چندنفر… اين چندنفرها خيلي ادامه دارد.اماچندنفر واقعا جذب انواع كتابخانه ها مي شوند. چه قدر به آنها دركتابخانه ها اهميت داده مي شود. آيا دركتابخانه اي كه هستند، امكانات دارند. اگر بخواهند كسي هست كه به فريادشان برسد، يا اينكه نه، بايد هنر كاردستي درست كردن را هم بلد باشند تا بتوانند يك چيزي شبيه به برگه دان درست كنند، آيا منابع كافي دراختيار دارند يا اگر بخواهند كسي هست كه دوباره به فريادشان برسد، يا اينكه مجبور مي شوند ازجيب خودشان براي كتابخانه كتاب بخرند، يا التماس كنند كه خواهش مي كنيم براي كتابخانه كتاب بياوريد ، به جاي آن حق عضويت ندهيد! البته بيشتر روي سخن ما با كتابخانه هاي عمومي است كه ظاهرا دركشور ما ، ظاهرا كه نه، دقيقا آن را چيزي شبيه به وسيله نقليه عمومي يا حمام عمومي مي دانند و كسي تره هم برايشان خرد نمي كند. مظلومترين كتابخانه ها، كتابخانه هاي عمومي و كتابداران آن هستند. جايي كه قرار است ظاهرا دانشگاه مردم باشد و دموكرات ترين مكان براي آموزش و تبادل اطلاعات و نيز كتابدارانش استادان اين دانشگاه باشند. ولي گويي كسي دوست ندارد، به راحتي و بدون دردسر گذر ازموانع مختلف وارد اين دانشگاه شود! كسي دوست ندارد تا ازاطلاعات گرانبهاي كتابداران كه عمر خودرا درراه كتابداري و اطلاع رساني و كتابخانه و خدمت رساني صرف كرده اند، سود ببرد. به راستي، آيا كسي نمي خواهد يا نمي داند كه مي خواهد؟ تقصير ازجانب كيست؟
همه ساله شاهديم كه بزرگان امر مي فرمايند براي كتابخانه هاي عمومي كتابدار كم داريم. نخير.لطفا نفرمائيد كتابداران كم هستند. بفرمائيد ساختن كتابخانه با امكانات كامل، استخدام كتابدار با شرايط مناسب او و حقوق كافي و تامين منابع كتابخانه و علاقه مندي به خدمت رساني در اين زمانه، صرف نمي كند. غني سازي علمي و فرهنگي كشور كه بايد بردوش كتابخانه هاي عمومي باشد، جاي خود را به چيزهاي ديگر داده است. درضعف فرهنگي به دليل ناكافي بودن كتابخانه هاي عمومي، خيلي ها مقصرند. ولي به قول معروف ديگر آب از سرما گذشته است، ما كتابداران كه به آزادانديشي و داشتن افكار متعالي و انسان ساز شهره دنياي علم و فرهنگ هستيم، كساني نيستيم كه فقط به دنبال مقصر باشيم. ما درراهي گام نهاده ايم كه حتي ازپاي فتاده و سرنگون آن را ادامه مي دهيم. مقصر يابي كار مانيست. كارما ساختن و ساختن و ساختن است. ساختن براي آيندگان. هرچند خودمان قرباني شويم. اميدواريم كه قافله سالاري كتابخانه ها،كتابداري و اطلاع رساني سرزمين ما به دست شايستگاني بيفتد كه دلسوزان و عاشقان كتابخانه و خدمت رساني به مردم باشند. آن روز دير نيست كه بزرگترين افتخار كودكان و نوجوانان، رسيدن به حرفه كتابداري باشد. ولي بايد بسيار شرمنده شد، اگر نسلهاي پس ازما، ما را به دليل كوتاهي درامر توسعه كتابخانه ها، بها ندادن به كتابداران و رها كردن كتاب و خدمت رساني به جامعه اطلاعاتي، لعنت كنند و حتي فراموشمان كنند. كتابخانه هاي ما، دراين راه به پرچمداران علاقه مند، و هدايتگراني دلسوز و متخصصاني پويا نيازمند هستند تا آينده را بسازند. بايد رفت.. بايد پيش رفت…

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:٤٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم