کتابداران فردا

لغات رنگارنگ، ترجمه های تنگاتنگ

کلاس فناوری اطلاعات و آرشیو که نزدیک به سه ماه است در کتابخانه ملی برگزار می شود یکی از جذابترین کلاسهاست. از این لحاظ که همه کتابدارها و آرشیویستهای شرکت کننده در این کلاس، در حوزه خود داری تخصص و تجربه کافی هستند و بحثهای کلاسی کاملاً عینی و قابل درک و لمس است. طی این مدت نکات جالبی در مورد نقاط ضعف و قوت نرم افزارهای آرشیوی و کتابخانه ای مطرح شد و این همکاران گرامی به خوبی به انعکاس نقاط ضعف و قوت نرم افزارها پرداختند. اما بحثی دیگر که قابل تأمل بود بحث مرزبندیها میان مدرک و سند بود. اینکه اساساً چه چیز مدرک است و چه چیز سند؟ چه فرق و شباهتی بین این دو برقرار است؟ پاسخهای مختلفی داده شد اما یکی دو تا از بحثها خیلی جالب بود. یکی از همکاران عنوان داشت که مثل این است که ما برای کلمات تازه، جدید، و نو کاربردهای مختلفی داشته باشیم. مثلاً هیچوقت نمیگوییم این نان نو  یا جدید است، نان حتما تازه است. بحث ربط داده شد به مسائل زبان شناختی. یکی دیگر از دوستان اشاره کرد که باید دید حد کاربرد واژه تا به کجاست؟ هرکدام در چه حوزه هایی استفاده می شود. با توجه به اینکه بسیاری از واژه ها از غرب وارد می شود باید دید که ریشه کاربردی این لغات چیست؟ مثلا واژه Function را همه عملکرد یا کارکرد ترجمه می کنیم. در صورتی که اینطور نیست. دقیق ترین ترجمه، واژه خدمت است که بار مثبت دارد. یعنی اینکه ما از یک وسیله، یا یک ابزار انتظار خدمت داریم. مثلا این نرم افزار کتابخانه ای جدید چه خدمتی به کاربران ارائه می دهد؟ یا اینکه این تلفن همراه جدید چه خدمتی ارائه می کند؟ کارکرد یک واژه دو پهلوست که میتواند در عین مثبت بودن بار معنایی منفی هم داشته باشد. پس ما باید بررسی کنیم که اساساً ریشه لغت مدرک یا سند در غرب و خواستگاه و منظور آن چه بوده است؟ آیا مدرک چیزی است که ارزش اداری دارد و بعد دارای ارزش تحقیقاتی می شود؟ یا سند اینگونه است؟ آیا اطلاعات تحت عنوان مدرک، قابل استناد نیست ولی از طریق سند هست؟ بازی واژگان ما را گمراه می کند و گاهی در لایه های فرو می رویم که قابل برگشت نیست. باکلند در مورد مدرک بودن یک شیء نظر جالبی دارد:

زمانی یک شی ء مدرک به حساب می آید که

l     مادیت وجود دارد: فقط اشیاء فیزیکی و علامت های فیزیکی

l     تعمد وجود دارد: غرض این است که با شیء به عنوان یک مدرک برخورد شود

l      باید اشیاء را پردازش نمود و فکر می کنیم آنها باید به صورت مدرک درآیند.

بنابراین، اینکه آیا چیزی یک مدرک محسوب می شود بستگی به عملکرد و زمینه آن دارد. آنچه که برای یک فرد، مدرک به حساب می آید برای دیگری ممکن است چنین نباشد. باکلند (1991) مدارک را به شکل چیزهایی می بیند که آگاهی دهنده هستند یا ممکن است دانش را آشکار سازند.

پرفسور دابلیو بوید ریوارد، به بحثی در مورد وضعیت سندی یک بز کوهی زنده در یک باغ وحش، در کتابچه ای در سال 1951که چندان معروف نبود توجه نشان داد، دکومانتاسیون چیست که البته اینک در یک ترجمه انگلیسی با تفسیر گسترده و مواد پیش زمینه قابل دسترس است. این مباحث باعث شد تا باکلند و همکارانش به فکر ایجاد فرهنگستان مدرک (سند) بیفتند یعنی Document Academy. این فرهنگستان همه ساله نشستها، کنفرانسها و کارگاه­های آموزشی درباره مفاهیم مرتبط با مدرک یا سند ارائه می کند. شاید این بحثی که اینجا مطرح شد فتح بابی باشد برای بررسی های عمیق تر و دقیق تر بر روی این واژه ها و روشن شدن مرزهای این دو با یکدیگر.

 . Qu’est ce que la documentation?

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم