کتابداران فردا

هرکسی می تواند یک محقق باشد...

بعد از یک سفر پر از تاخیر ولی نسبتاً راحت با قطار، به تهران برگشتیم. سفر به اهواز دستاوردهای خوبی داشت و توانستیم با استاد راهنما و نیز سایر اساتید محترم دیداری تازه داشته باشیم و حال و هوای اهواز دوباره ما را به حال و هوای پایان نامه کشانید. پس از اینکه به تهران رسیدیم یکراست به کتابخانه ملی رفتیم تا در جلسه بررسی پروپوزالهای دانشجویان کارشناسی ارشد کتابداری دانشگاه شهید بهشتی شرکت کنیم. خوشبختانه تقریبا 14 نفر تایید اولیه را گرفتند و بقیه هم باید که روی موضوع خود بیشتر تفحص کنند. ساعت 13 جلسه خانه کتاب بود و باید می رفتیم تا ببینیم در نشست آسیب شناسی روش پژوهش در کتابداری چه می گذرد. کمی با تاخیر رسیدیم و دکتر افشار با شور و حرارت همیشگی که قول آقای عمرانی ساختار شکنانه است وبدون تعارف، مشغول صحبت بود.

ایشان می گفتند که چرا حتما دانشجو را مجبور میکنیم در تز خود آمار استنباطی داشته باشد؟ آیا اگر چنین شیوه ای در کارش نباشد نتوانسته مساله را حل کند؟ چرا کار را پیچیده میکنیم؟ دکتر افشار مثال جالبی زد. فرض کنید مسیری را که  از اینجا تا دانشگاه میتوانید پیاده بروید با هلیکوپتر بروید و بعد بگوید قشنگ تر و شیک تر است!

دکتر حیاتی اما عقیده داشت که محقق باید یک ذهن مساله یاب داشته باشد و نباید فقط مسائل بدیهی را نگاه کند. مطالعه یکی از راههای عمیق فکر کردن، اکتشاف و حل مساله است. صحبتهای دکتر حری مثل همیشه حجت بود. وی گفت که ما در دنیایی پر از مساله زندگی می کنیم. روش تحقیق را باید مساله تعیین کند و نه محقق. ایشان گفتند که حتما لازم نیست که در تحقیق خودمان فرضیه داشته باشیم. فرضیه مستلزم سالها مطالعه است. ما در تحقیقات شاهد فرضیه هایی هستیم ولی هرگز به نظریه نمی رسیم.

دکتر جمالی حرف جالبی زد که یاد کارتون راتاتویل افتادیم که گوستیو می گفت هرکسی می تواند آشپز باشد. نکته ظریف و جالبی بود. ایشان گفت که هرکسی می تواند محقق باشد. فقط آدمهای خلاق محقق نمی شوند. هرکسی که اهل مساله یابی بو حل مساله اشد میتواند محقق باشد.

وقتی دوباره نوبت به دکتر افشار رسید خیلی با حرارت گفت که تحقیق در کتابداری شده مثل صنعت فیلم!فیلمها دیگر دارند بازاری می شوند و به تولید انبوده می رسند. تحقیقات کتابداری هم دیگر تحقیق نیست. کار گل است! مثل قنات میرزا آقاسی. آب که ندارد ولی نان دارد! موضوعات از قبل قالب ریزی شده اند فقط جامعه تحقیق عوض می شود! تحقیقات شده قیچی کردن و چسباندن. بله. با اینگونه تحقیقات، دکترا و فوق لیسانس هم خواهید گرفت ولی به حقیقت نخواهید رسید.

نوبت به دکتر حری رسید و گفتند که در تحقیقات مد شده که می گویند این تحقیق پیمایشی است از نوع توصیفی! ما اصلا روش تحقیق توصیفی نداریم! این آمار است که خود را به روش تحقیق تحمیل کرده است. آمار در خدمت روش تحقیق است نه روش تحقیق در سیطره آمار. دکتر جمالی گفتند متاسفانه در برخی دانشگاهها می گویند که دانشجو باید حتما از رساله خود دو سه تا مقاله استخراج کند تا نمره قابل قبول بگیرد! دکتر افشار با خنده ای گفت که ببخشید! حکایت آن حاکم است که گفت فلان مجرم را ده هزار شلاق بزنید! جلاد هم گفت که قبله عالم! شما یا شلاق نخوردید یا نمی دانید ده هزار تا چقدر است!

در انتها اشاره شد که پایان نامه یک چهره علمی از فرد است. باید از دید کلیشه ای خارج شد. انتهای هر تحقیقی، آغاز تحقیقی دیگر است. در پژوهش ها باید دید کلان داشت تا به نوآوری رسید. باید بین دانشگاه و حرفه ارتباط نزدیک باشد تا مسائل دو طرف حل شود.

آقایان احسان محمدی و عمرانی پرسشگرهای بخش سوال و جواب بودند که بحثهای جالبی را هم به میان آورند. ماحصل این بحثها این بود:

اگر فردی بخواهد در زمینه مورد علاقه اش تحقیقی صورت دهد، مثلاً مدیریت دانش یا اف آر بی آر، متخصص آن رشته در داخل نیست که او را کمک کند یا گروههای کتابداری به دلیل عدم وجود آن تخصص در گروه از همکاری با وی خودداری می کنند. مثلا به او می گویند اگر میخواهی روی اف آر بی آر کار کنی باید ربطش بدهی به رفتار اطلاع یابی! همکاری بین رشته کتابداری و سایر رشته ها ضعیف است چون هریک نگاهی غریب به دیگری دارد. از آن گذشته همکاری درون رشته ای هم بسیار غریب مانده است و اغلب گروهها در یک خودبسندگی حبس شده اند و حاضر به همکاری با یکدیگر و تعامل با هم نیستند.

نشست آسیب شناسی روش تحقیق در کتابداری با حضور دکتر حری، دکتر حمالی، دکتر افشار، دکتر حیاتی و دکتر نشاط در ساعت سه و سی و پنج دقیقه به پایان رسید و بقیه بحثها همراه با پذیرایی رفته به درون سرای اهل قلم...

نکته: این همه اسم بزرگ و یک نشست با یک موضوع مهم ولی شرکت کننده ها حدود سی چهل نفر...مثل اینکه بحران حداقل مشارکت کتابداران کم کم دارد جدی می شود. دیگر باید چکار کرد که کتابداران عزیز ما این نشستها را جدی تر بگیرند؟!

دوره های آموزشی کوتاه مدت ایرانداک

آخرین دوره های آموزشی پژوهشکده اطلاعات و مدارک علمی ایران در بهمن و اسفند برگزار می شود. علاقه مندان می توانند از طریق وب سایت ایرانداک در این دوره ها شرکت کنند.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٩:٢٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

بازهم حداقل مشارکت

روز گذشته نشست دسترسی آزاد در سرای اهالی قلم و با پشتیبانی خانه کتاب برگزار شد. در این نشست آقایان دکتر فاطمی- دکتر کوشا-دکتر فتاحی- عمرانی-مطلبی و علیپور حافظی شرکت داشتند. متاسفانه به دلیل گرفتارشدن در راه بندانی توصیف ناپذیر هنگامی به جلسه رسیدیم که دیگر همه حرفها زده شده بود و نشست به پایان رسیده بود. دکتر فتاحی در حاشیه این نشست اما حرفهای جالبی زدند که مثل همیشه دردناک ولی سرشار از واقعیت بود. حضور حداقلی کتابداران در نشستها و همایشها مساله ای است که آزار دهنده است. دکتر فتاحی می گفتند که در تهران حداقل ۵٠٠٠ هزار کتابدار هست به غیر از اساتید و دانشجویان..ولی کماکان مشارکت در حداقل است و این با اصول انجمنی بودن و آگاهی مغایرت دارد..

حق با دکتر فتاحی است.. مشارکت کتابداران ما در کارهای داوطلبانه و به خصوص همایشها دارای ریزش فراوان است و این چالش بزرگ را باید ارزیابی کرد و چاره جویی نمود پیش از آنکه خیلی دیر شود. خیلی دیر..

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

نشست وبلاگی: تقابل کتابدارانه

در واپسین روزهای اردیهبشت یعنی روز٢۵ این ماه، در ادامه نشستهای خانه کتاب، نشست وبلاگهای کتابداری برگزار گردید. طی این نشست قرار بود که این حقیر،خانمها پاکدامن، کرمی، نیکخواه و آقایان رجبی و سید مهدی حسینی حضور داشته باشند و درمورد مسائل حاکم بر وبلاگهای کتابداری ایران بحث کنیم که البته به خاطر مشکلاتی که برای خانم کرمی و نیز آقای حسینی پیش آمد ایشان از حضور در در نشست عذرخواهی کردند و نشست را همراه با آقای زین العابدینی برگزار کردیم.

نشست علمی و دوستانه ای بود و خانمها پاکدامن و نیکخواه درباره نتایج تحقیقات خود پیرامون وبلاگهای کتابداری بحث کردند و آقایان رجبی و زین العابدینی از بایدها و نبایدها در محیط وبلاگ و تجربیات شخصی خود سخن به میان آوردند. بحثی هم راجع به کامنتها در وبلاگها مطرح شد که به طور کلی آیا باید کامنتها را محدود کرد یا بازگذاشت؟!دراین مورد بحث فراوان بود و به این نتیجه رسیدیم که بالاخره هرکسی یک بارکامنت گذاشتن با اسم مستعار را تجربه کرده!!و قاعدتا نمیتوان جلوی افراد را گرفت که بااسامی تقلبی کامنت نگذارند! خرد جمعی بر این نظر بود که کامنتها باز باشد و فضای آزاد وجود داشته باشد و چنانچه خواننده ای بیش از حد از خط قرمز رد شده بود نظرش حذف شود. کمی هم درمورد وبلاگ گروهی بحث شد ولی از آنجایی که مدیر این وبلاگ در جلسه نبودند سریع از این موضوع عبور کردیم و به جمع بندی نهایی رسیدیم. توقع داشتیم که وبلاگ نویسان بیشتری از این نشست استقبال کنند و صرفا در محیط مجازی به صورت اسمی نباشند بلکه رو در رو هم از نظرات و تجربیات هم بهره بگیرند. به هرحال این نشست یک فتح باب بود برای بحثهای بیشتر راجع به وبلاگهای کتابداری که امی می رود درآینده شاهد برگزاری آنها باشیم.گزارش این نشست را می توانید در ایبنا بخوانید.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم