کتابداران فردا

اولین صفر

دیروز برای دومین بار به دانشگاه...رفتیم تا نمرات درس واژه پردازی را بدهیم و نیز طبق قرار قبلی از دانشجویی که سر جلسه امنحان حاضر نبود، امتحان پایان ترمش را بگیریم. وقتی رسیدیم دانشگاه از مسئول آموزش سراغش را گرفتیم گفتند نیامده...بیشتر که پرس و جو کردیم فهمیدیم که اصلاً هیچ یک از امتحاناتش را حاضر نبوده است و به ما گفتند که باید نمره وی را صفر کنیم. حس خوبی نداشتیم. ولی به هرحال..برای اولین بار..صفر! ولی نه خیلی کله گنده!

دارا و ندار اطلاعاتی

گاهی وقتها شده حرصتان بگیرد وقتی توی اتوبوس نشسته اید جماعتی که بیرون از اتوبوس هستند یکی یکی از شما یا راننده بپرسند که آیا مقصد اتوبوس فلان جا است؟ یکی نیست بگوید دو چشم بینا را خداوند خلق کرده تا یکی از کانالهای دریافت اطلاعات باشد. یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی کجاست؟ بالای شیشه اتوبوس نزدیک به سقف که با تیتر درشت نوشته، مبداء مترو صادقیه، مقصد دهکده المپیک! حالا باز خرد و کلان، پیرو جوان، با سواد و کم سواد می پرسند آقا بلیطیه؟! دهکده هم میرود؟! توی همین حرص خوردنها بودیم که رادیوی روشن اتوبوس داشت اخبار می گفت: محققان اروپایی به تازگی دریافته اند که نور میتواند حرکتی مثل رودخانه داشته باشد. آنها کشف کرده اند که می توان نور را گره زد. خبر بعدی رادیو شگفت آورتر بود. غده ای چهل کیلویی از بدن یک بیمار فلان شهر طی عملی پیچیده خارج شد... آقا نگهدار! رسیدیم!

دست بالای دست بسیار است..

خشکمان زد. وقتی از یکی از دانشجویان این عبارت را شنیدیم. چند لحظه زبانمان بندآمد و مغز قفل شد. تاعصر آن روز گیج بودیم تا اینکه...قضیه حل شد. امروز داشتیم به ذره بودن و کره زمین و اینکه در کهکشان بی انتها یک ذره اصلا وجود و معنی ندارد فکر میکردیم. درست است. نباید ناراحت می شدیم. به قولی همان یک ذره هم نیستیم..بگذریم..البته شاید کار خوبی نکردیم این مطلب را گفتیم. ولی آن دانشجوی محترم بعدا عذرخواهی کرد. خیلی شرمنده شدیم...نمیدانیم چرا...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٠٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم