کتابداران فردا

نویسنده را بشناس

رولد دال را همه می شناسید. نویسنده کتابهای ماتیلدا، غول بزرگ مهربان، چارلی و کارخانه شکلات سازی...سال 1385 در جمعه های تعطیل و افسرده کننده خوابگاه در اهواز، کتاب درمانی می کردیم! خواند کتابهای ماتیلدا، مانولیتو و غیره باعث می شد این یک روز تعطیل را با آرامش طی کنیم و قلم رولد دال که چند کتاب معروف را ا زآن خواندم معرکه بود. هر چند بیشتر مخاطبش کودکان و نوجوانان بودند. ولیکن چند وقت پیش کتابی را از او خریدم به اسم داستانهای چشم نداشتنی یا غیر منتظره که مجموعه داستانهای کوتاه خواندنی و غیر قابل پیش بینی بود. نوع ادبیات با کتابهایی که تاکنون از او خوانده بودم متفاوت بود. به طوریکه اصلاً شک کردم او رونالد دال باشد. روزی داشتم در مترو ایستگاه توحید این کتاب را میخواندم. قطار آمد و کتاب به دست وارد و در جایی مستقر و مشغول مطالعه شدم. دیدم جوانکی هی به کتاب نگاه می کند هی سرک می کشد. نگاهش کردم. انگار منتظر این ارتباط بود. جوانکی با موهای تراشیده که حدس زدم باید سرباز باشد.

ساک بزرگش را به زحمت برداشت و به سمتم آمد. گفت این کتاب را از رولد دال نخوانده م. بعد راجع به کتابهایش صحبت کردیم. از ماتیلدا بگیرید تا بقیه کتابها. ولی هر چی به مخیله مان فشار آوردیم کتابی با اسمی که در حال خواندنش بودم نیافتیم! سر آخر حدس زدیم شاید تشابه اسمی باشد. پیش خودم گفتم ای کاش کتاب را به او بدهم که بخواند ولی رفت! به منزل که رسیدم سریع رولد دال را جستجو کردم و دیدم که بله در نوع داستانهای بزرگسالان و مجموعه داستانهای کوتاه کتاب کذایی نیز بود! افسوس خوردم که چرا کتابم را به او ندادم تا بخواند...حیف...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:۳۳ ‎ق.ظ ; جمعه ٩ اسفند ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم