کتابداران فردا

سال داغ 1384 - قسمت اول

شب گذشته، گفتگویی بین ما و دوست و همکار عزیزمان آقای مهندس عرب زاده، مدیرگروه سابق کتابداری پزشکی دانشگاه جندی شاپور صورت گرفت که باعث شد این سطور را بنگاریم. اواخر اردیبهشت 1384 بود که برای تکمیل پرسشنامه پایان نامه خود سری به دانشکده پیراپزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز و گروه کتابداری پزشکی زدیم. بعد از اینکه پرسشنامه را دریافت کردیم، به نظر رسید که گروه برای تکمیل کادر خود به نیروی تازه نیاز دارد و مطلع شدیم که مطمئن ترین راه برای پیوستن به گروه از طریق درخواست امریه یعنی سرباز هیئت علمی است. همین قضیه و البته یک قضیه دیگر که پذیرش در آزمون کتبی دکترای دانشگاه چمران و دعوت شدن به مصاحبه بود، سبب شد تا سریعتر پایان نامه را جمع کنیم و دفاع کنیم. همزمان دوستان دیگرمان آقایان دانش و زوارقی در حال پیگیری کار امریه و جذب شدن به دانشگاه به عنوان سرباز هیئت علمی بودند. که بعدها آقای دانش جذب دانشگاه اصفهان و آقای زوارقی وارد دانشگاه تبریز شدند.

القصه، درخواستی را تهیه و همراه با رزومه خود به مدیر گروه آنزمان، یعنی آقای مهنس عرب زاده تحویل دادیم. بعدها فهمیدیم که خانم م.ص و آقای ع.م نیز درخواست عضویت در هیئت علمی داده اند که به دلیل شرایط خاص ما، یعنی سرباز هیئت علمی، با جذب ما سریعتر موافقت شده است. آقای عرب زاده در این زمینه همکاریهای بسیاری کردند و گفتند اگر سریعتر دفاع کنی می توانیم برایت یک ترم آزمایشی درس بگذاریم و درس آشنایی با پایگاههای اطلاعاتی پزشکی را که آنزمان یکی دیگر از مدرسان گروه تدریس می کردند به ما دادند. تابستان آن سال به صورت شبانه روزی مشغول کار روی رساله بودیم تا اینکه موسم دفاع رسید و پذیرش را گرفتیم. گفتنی است که در این روز یعنی 28 شهریور سال 1384 برای نخستین با دوستان و همکاران بسیار عزیزم آقای محسن زین العابدینی و خانم مکتبی که برای ثبت نام در دوره دکتری به اهواز آمده بودند روبرو و بیشتر آشنا شدیم.خلاصه مدارک لازم ذا به دانشگاه جندی شاپور بردیم و با همکاری صمیمانه اعضای گروه و رئیس دانشکده وقت، یعنی آقای دکتر کاراندیش، اینگونه شد که همکاری با دانشگاه جندی شاپور اهواز رسماً کلید خورد....

ادامه دارد...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم