کتابداران فردا

چگونه غربت خود را تحمل می کنید؟

چند شب پیش در حین شام خوردن برنامه کافه سوال را که از شبکه دوم پخش می شود، تماشا می کردیم. موضوع برنامه، شبکه های اجتماعی بود. مهمانان برنامه، یک خانم بازیگر، و یک آقای کارشناس جامعه یا روانشناسی یا چیزی شبیه اینها بودند. آن خانم بازیگر، مدتی خارجه بود و وقتی مجری از او پرسید تنهایی و غربت چطور بود؟ میگفت هر وقت احساس غربت می کردم به یکی از شبکه های اجتماعی معروف، سر می زدم و غربت را فراموش می کردم. تا اینجا مشکلی نیست. اغلب ما هم همین کار را انجام میدهیم یا انجام داده ایم. ولیکن، وقتی یاد حرف خانم پاکدامن افتادم هزاران ابهام در سرم ایجاد شد. قضیه از این قرار بود که یکی از اعضای پیشکسوت پژوهشگاهشان می گفت هنگامی که در خارج از ایران درس میخوانده، هنگام احساس تنهایی و غربت به کتابخانه دانشگاهشان پناه می برده و مشغول مطالعه می شده تا غم دوری و تنهایی را کمتر کند.

در واقع، کتابها مونس و یاورش بودند. حال چگونه است بعد از گذشت سالها می بینیم که یک شبکه اجتماعی جایگزین کتابخانه شده؟ ایراد از کتابخانه است یا جذابیت وب آنقدر زیاد است که دیگر کسی سراغ کتابخانه را نمی گیرد؟ شاید هم از اینها نیست. به خود افراد، سلیقه آنها، موقعیتشان و طرز تلقی شان مربوط می شود؟ شاید هم ترکیبی از اینهاست. همه این موارد، فقط یک احتمال است و البته یک هشدار جدی برای ما که باید تلاش و همت خود را برای جذب مخاطبانمان بیش از پیش کنیم و در بازاریابی برای رشته و حرفه خود لحظه ای وا نمانیم حتی اگر دیگران به طرز غیرمنصفانه ای راجع به ما قضاوت نادرست کنند.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:۱٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم