کتابداران فردا

شعری برای فرزین

نظرات برخی پستهایم را که می خواندم، دیدم که برای پستی که برای زنده یاد استاد فرزین نوشته بودم، دوست عزیزم آقای علی حسینی خواه شعر زیبایی را گذاشته. علی، یکی از بهترین دوستان دوران کارشناسی ام بود. هنرمند، بسیار باهوش، نجیب، مودب و با صفا. یازده سال است که ندیدمش. فکر نمیکردم ایران باشد. البته هنوز هم مطمئن نیستم. هر جا هست شاد و خوش باشد. این شعرش را بازنشر میکنم.

پی نوشت: تازه ترین نظری که آقای دکتر حسینی خواه برایم گذاشته، مشخص شد که ایشان هم اینک عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی هستند. در گروه مطالعات برنامه درسی. خوشحالم که به آن جایگاهی که استحقاقش را داشته رسیده است. انشاله فرصتی باشد تا از نزدیک همدیگر را ببینیم. این هم شعری که تقدیم به زنده یاد فرزین کرده است.

مرگ زیبایی ای نازنین! می دانی اگر زیبایی بمیرد، همه جا تاریک می شود و پرندگان دیگر آواز نمی خوانند *** می دانی اگر زیبایی بمیرد، چشمه ها خشک می شود و درختان دیگر شاخ و برگ نمی دهند *** می دانی اگر زیبایی بمیرد، باد خاموش می شود و دشت ها دیگر بارور نمی شوند *** می دانی اگر زیبایی بمیرد، ستارگان به زمین می افتند و خورشید از این دنیا می رود *** می دانی اگر زیبایی بمیرد، آسمان محو می شود و دنیا کم کم به آخر می رسد *** بیا ای نازنین! شعله عشق را روشن نگه داریم و نگذاریم زیبایی بمیرد. کرج/ شبی بارانی: بهمن 1391

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٦ خرداد ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

به یاد یک فرزین که فرزانه بود

نیمه دوم فروردین ماه، برای کتابداران، اساتید و دانشجویانی که زنده یاد فرزانه فرزین را میشناختند یادآور روزهای تلخی است. روزی که جامعه کتابداران ایران، یک فرزین خود را از دست داد. فرزینی که فرزانه بود. فرزینی که هرگز سر کلاسش کسی نمیگفت خسته نباشید تا کلاس تمام شود، فرزینی که محرم اسرار دانشجویانش بود. فرزینی که مروج نیکی، مهر، علم و تلاش بود. او با تربیت نسل جدیدی از کتابداران کوشا و حقیقی و تحویل آنها به جامعه کتابداری، خود را تکثیر کرد و ماندگار شد. لبخندش هرگز از یادمان نمیرود حتی در اوج خستگی اش هرگز ندیدیم بی حوصله باشد. این ویژگی یک فرزانه است. یک فرزانه کتابدار. استاد عزیز، سرکار خانم فرزین...هنوز به یادت هستیم و تمام تلاشمان این است که مثل خودت یک کتابدار متخصص، دلسوز و حقیقی باشیم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

خاطره بازی با فرزانه

اولین استادی بود که در دانشگاه در دوران کارشناسی با او کلاس داشتیم. سرشار از انرژی مثبت و مملو از محبت. مشوق دانشجویان برای انجام کارهای داوطلبانه. دانشجویان او را محرم اسرار خود می دانستند. لقب مادر را دانشجویان به او داده بودند هرچند هرگز مادر نشد. آخرین دیدار در دوران کارشناسی، شامی بود که برای دانش آموختگی در منزلش خوردیم. شب خوشی بود... زمان گذشت و قرار بود به اهواز برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد برویم. یک مشورت با او...((حتماً برو. شک ندارم محیط خوبی خواهد بود. باید دور از خانه بودن را تجربه کرد. حتما تجربه خوبی است و موفق خواهی بود...)). آخرین ایمیلش را اهواز که بودیم دریافت کردیم:..((ارزش یک دقیقه را از کسی بپرس که از قطار جا مانده است..)) و سرانجام...آخرین گفتگوی تلفنی..بین او و آقای حمیدی که آن روز پیش آقای حمیدی بودیم..به شدت سرماخورده بود. برگشتیم اهواز. چک کردن گروه بحث. ایمیل از آقای منصوری..پیام تسلیت؟! نه! باور کردنی نیست! تلفن به آقای حمیدی...فرزانه فرزین ناباورانه رفت...شش سال است که بی فرزانه ایم.. بدون فرزین.. به قول آن مجری تلویزیون وطنی، ما مردمی خاطره باز هستیم.. روحش شاد و خاطراتش جاودان.

خسته نباشید به دکتر خسروی

به استاد ارجمند، آقای دکتر خسروی عزیز که عاشقانه بار مسئولیت سردبیری فصلنامه کتاب را به دوش کشیدند خسته نباشید عرض می کنیم.تعمق و تأمل را در خط به خط نوشتار ایشان در مقالات سردبیری، می شد لمس کرد. تبریک به آقای دکتر رضایی شریف آبادی که جانشین شایسته­ای برای دکتر خسروی هستند و همت، اراده و تلاششان در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی مثال زدنی است.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۸:٠٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم