کتابداران فردا

درباره خانم چیت ساز...

سه شنبه شب هفته قبل، به اتفاق آقایان عمرانی و محسنی و خانمها شهمیرزادی و پاکدامن، برای شرکت در چهارمین همایش سراسری ادکا که موضواعش مجموعه سازی بود حرکت کردیم و ساعت شش صبح به اصفهان رسیدیم. همه چیز داشت به خوبی پیش میرفت. یکی از معدود همایشهایی بود که بحث، گفتگو و پرسش و پاسخهای فراوان داشت و کسی خوابش نبرد! همایش سر موقع هم به پایان رسید. طبق برنامه ریزی و هماهنگی که با سازمان میراث فرهنگی اصفهان شده بود گردش کوتاهی نیز در اصفهان انجام شد. چرخی کوتاه در کوه صفه، مسجد شیخ لطف اله، سی و سه پل، پل خواجو و...اما درست حدود چهار ساعت مانده به سفر اتفاق ناگواری افتاد که نمیدانیم اسمش را چه بگذاریم. تقدیر، حکمت، بی احتیاطی یا... به هرحال، متاسفانه برای یکی از دوستان ادکایی پرتلاش و دلسوز، یعنی خانم چیت ساز اتفاقی رخ داد که منجر به شکستگی شدید پای ایشان شد. بلافاصله دوستان ادکایی یعنی خانم سوری و آقایان غلامی و عابدی، ایشان را به بیمارستان بردند. کم کم آثار نگرانی و هراس در چهره دیگر ادکایی ها نمایان می شد و اینکه باید چه کرد؟! با استفاده از خرد جمعی و مشورت همگی نظر آقای جعفرزاده مبنی بر ادامه دادن برنامه طبق روال پیش بینی شده توافق کردیم و قرار شد تا مداوا روی خانم چیت ساز صورت میگیرد بقیه با حفظ خونسردی شام بخورند و وسائل شخصی را جمع کنند، سوار اتوبوس و عازم تهران شوند. کم کم فهمیدیم قضیه خانم چیت ساز خیلی جدی است. تصمیم گرفته شد ایشان با آمبولانس به تهران اعزام شوند و خانواده ایشان نیز از قضیه مطلع گردند. آن شب واقعا لحظات دلهره آور و پر استرسی بود و ادکایی ها تا زمانی که از اعزام خانم چیت ساز همراه با آمبولانس و یک پرستار خانم اطمینان حاصل نکردند آرام نشدند. سرانجام همگی در صحت کامل به تهران رسیدیم و عصر دیروز نیز با خانم چیت ساز که اکنون در بیمارستان دکتر معیری در حوالی میدان بهارستان بستری هستند ملاقات داشتیم. وضع عمومی ایشان رضایتبخش است و باید منتظر عمل جراحی روی پای ایشان بود.

اما..طی این حادثه، همگی یاد فیلم درباره الی... افتادیم که بحران شدیدی را منعکس می کرد و نحوه مدیریت بحران را واقعا آموزش میداد. شکر خدا در این حادثه مشکل الی را نداشتیم ولی به هرحال یک بحران بود که با درایت دوستان خوب مثل آقای جعفر زاده مدیریت شد. صبح داشتیم به حرفهای مهندس محمد زاده فکر میکردیم که میگفتند کتابداران اصلا به زندگی اجتماعی خود توجه نمی کنند و مدام بحث از انجمن و مشکلات کتابداری و غیره در محفلهای خصوصی و عمومی خود به عمل می آورند. فکر میکردیم شاید حق با ایشان باشد. باید از این دایره فراتر برویم. شاید همگی با مدیریت منابع مقالات و پایان نامه از طریق اندنوت، اصول سازماندهی اطلاعات، خدمات مرجع و مشابه آنها آشنا باشیم و در کارگاههای آموزشی شرکت کنیم ولی کمتر به مدیریت زمان، مدیریت پروژه و مدیریت بحران توجه کرده ایم. شاید اگر با این سه فرایند به صورت جدی آشنا شویم و دوره های فشرده آن توسط انجمن یا ادکا برگزار شود بهتر بتوانیم در لحظات بحرانی تصمیم بگیریم، دچار احساسات نشویم و یک گروه را خیلی راحت هدایت و کنترل کنیم. در انتها باز برای بهبودی کامل خانم چیت ساز که تا ساعاتی دیگر به اتاق عمل خواهند رفت دعا می کنیم.

پ.ن: عکاس گمنام تصویر خانم چیت ساز، خانم پاکدامن هستند.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

درباره ((درباره الی...))

 چند شب پیش در یک محفل خانوادگی فیلم درباره الی را می دیدیم البته بدون رعایت حق مولف! البته در سینما یک فیلم را دیدن خیلی لذت بخش است. اما وقتی یک دوست، سی دی به صورت مجاز، تکثیر شده فیلم را در اختیارتان بگذارد مسلماً توفیق اجباری است و نمی توانید نه بگویید! درباره الی... حتماً بسیاری از شما دوستان عزیز این فیلم را دیده اید و نیازی به تعریف خلاصه آن نیست. اما این فیلم نکاتی داشت که هم در زندگی شخصی و هم در زندگی حرفه ای قابل تأمل است. محور اساسی این فیلم به مدیریت خطر و مدیریت بحران برمی گردد. یک اتفاق بسیار بد در یک جمع خانوادگی روی می دهد و همه به نحوی در آن دخیلند. در این حالت چه باید کرد؟ چطور باید مشکل پیش آمده را برطرف کرد؟ چطور باید خود را کنترل کرد و بر اوضاع مسلط بود؟ در این فیلم، خیلی از شخصیتها اول دنبال مقصر می گردند. علت روی دادن حادثه تقصیر کیست تا بار مسئولیت را از دوش خودمان برداریم و به دوش او بگذاریم. عصبی شدن افراد و از دست دادن کنترل، انجام کاری که نباید صورت گیرد و پشیمانی. لحظات سراسر بحران، استرس و فشار روحی. اگر دچار چنین حالتی شویم چه کنیم؟ چطور خود را و دیگران را مهار کنیم تا بحران به مرحله رهاشدگی برسد؟

هرکسی می تواند در زندگی شخصی خود دچار بحرانهایی شود و درصدد حل آن برآید. لیکن بحث ما بر سر زندگی شخصی، هرچند که خیلی مهم است، نمی چرخد. چیزی که مهم است زندگی حرفه ای است. به خصوص برای کتابداران در کتابخانه ها که در معرض تغییرات اساسی هستند.

کنترل اعصاب، دنبال مقصر نگشتن، پیدا کردن راه حلهای اساسی، دیگران را آرام کردن، بازساری مراحل پس از بحران از کارهایی است که میتوانیم برای مدیریت بحران صورت دهیم. هنگامی که به طور ناگهانی بودجه کتابخانه کاهش می یابد و دیگر نمیتوان برای سال جاری منبعی تهیه کرد به جای سرزنش کتابدار مسئول بخش سفارش به دلیل امهال، دنبال راه چاره باید گشت. هنگامی که با یک کاربر بداخلاق مواجه هستیم که کتابخانه را با داد و فریادش و اعتراضهایش که حتی ممکن است به جا هم باشد، کتابخانه را به هم ریخته است، باید سریع اوضاع را مهار کرد و چاره اندیشی نمود. یا یک مدیر کتابخانه هنگامی که احساس می کند یا مشاهده می کند به زودی قرار است تغییرات گسترده ای در سازمان مادر رخ دهد که بر کتابخانه اثرگذار است، باید بتواند سریع بر اوضاع مسلط و چیره شود. در هر صورت، این فیلم نکات آموزنده ای داشت و توصیه می کنیم که کتابدارانی که آن راندیده اند حتما ببینند. چون هم به درد زندگی شخصی شان می خورد و هم برای جنبه حرفه ای کارشان مفید است.  مساله اساسی در این است که این فیلم پایان خوش فیلمهای هندی یا فیلم فارسی­های داخلی را ندارد و هر لحظه از آن کاملاً غیرقابل پیش بینی است.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم