کتابداران فردا

این بچه های خلاق دهه 1390

این چند روزه چیزهای عجیبی از بچه ها می بینم. دیروز که می دیدم بچه های همکاران با صداهای عجیب و غریب می گفتند ما زامبی هستیم! میخوریمتان! هوووو هوووو! تازه من در سی سالگی فهمیدم زامبی یعنی چه ماشاله بچه های امروزی اطلاعات وسیعی دارند. چند روز پیش پسر کوچولوی همسایه که با خانواده شان منزل یکی از اقوام آمده بود به جای اینکه بگوید رمز وای فای شما چنده یا چرا اسباب بازی ندارید سریع برای خودش یک بازی خلاقانه درست کرد. کوسن ها را کف سالن پهن کرد و گفت اینها جزیره های من در اقیانوس اطلس هستند. یک موکت کوچولو را تا کرد و شبیه کتابش کرد و گفت این کتاب راهنما و کدهای من در این اقیانوس هست! خلاصه حیرت زده این بچه را نگاه می کردیم و در شگفت بودیم که این بچه های دهه نودی چی میشوند که این قدر خلاق و باهوشند! بگذریم. از دیشب تا امروز مشغول تصحیح اوراق امتحانی بودم. حجم برگه ها خیلی زیاد هست و گاهی پشیمان میشوم که چرا سوال تستی نمیدهم که کارم راحت تر باشد!‌ولی باز آخر ترم سوال تشریحی را ترجیح میدهم. آنقدر دیروز خسته بودم که دیگر ترجیح دادم با ماشین به منزل برنگردم. قدم زنان تا ایستگاه اتوبوس ولنجک رفتم و بعد حدود یک ساعت دیگر رسیدم منزل. امروز صبح هم غیر از نامه های اداری-راه انداختن کار چند تا از دانشجوها-کار کردن روی مقاله ها-برگه ها را صحیح و وارد سیستم کردم. ظهر ناهار با دکتر زین العابدینی صرف کردیم و درباره مسائل گروه هم به گفتگو نشستیم. قرار بود جلسه ای هم راجع به مرکز اسناد فلان دانشکده داشته باشیم که من کار زیاد داشتم و فرصت نشد بروم. گرفتار بودم. تقریبا ساعت سه و نیم بود که کارم تمام شد و برگشتم منزل. سر راه رفتم به میدان تره بار اختیاریه. اولین چیزی که توجهم را جلب کرد یک قفسه بزرگ کتاب بود و تابلویی که بالایش نصب کرده بودند: کتاب نیاز نداری بیار و نیاز داری بردار! با کنجکاوی جلو رفتم  و مشغول ورق زدن کتابها شدم. خدای من چه کتابهایی! همه از چاپهای اولیه. از کتابهای صمد بهرنگی بگیرید تا اوریانا فالاچی و دیگر نویسندگان بزرگ داخل و خارج. اصلا فراموش کردم برای خرید میوه به تره بار آمده ام. نشستم و مشغول ورق زدن و  انتخاب کتابها شدم. چیزی نگذشت که جماعتی دورم جمع شدند و هر یک شروع کرد به باز کردن کتابی! آخر سر دو کتاب را که بیشتر پسندیدم برداشتم. یکی دو نفر هم کتابهایی را برداشتند. دل کندن از قفسه ها برایم سخت بود ولی کارهایی دیگری هم داشتم. این بار راضی تر از همیشه از تره بار خارج شدم. کار بسیار خوبی بود در جهت ترغیب مردم به کتابخوانی. به هرحال برای کتابخوانی هر کاری کنیم باز هم کم است.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:٥٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٥
Comments نظرات () لینک دائم

مروجان کتابخوانی را دریابیم

  برای شرکت در جشنواره مروجان کتابخوانی به وب سایت پایگاه مروجان کتابخوانی مراجعه کنید. کتاب و مطالعه را ترویج دهیم به هر طریق معقولی که فکرش را می کنیم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٥
Comments نظرات () لینک دائم