کتابداران فردا

اگر شبی از شبهای زمستان مسافری...

چه لذتی دارد هم کارهای پایان نامه را انجام دهی، هم همزمان چند تا وبلاگ را با هم بخوانی، اخبار روز دنیا را مرور کنی، در عین حال که داری جواب ایمیلها و سوالات دانشجویان را می دهی گوش به ترانه ای بسپاری که لحظاتی از دنیای ماشینی و خشک، خارجت می کند. ترانه ای از کورش یغمایی که می خواند:

من همه تو، تو همه من

او همه تو ما همه تو

هرکس و هرکه همه تو ای همه تو آن همه تو

شور تو آواز تویی

جاذبه شعر تو و جوهر عرفان همه تو...

ساعت شش بعد از ظهر است. یک روز دیگر تابستانی هم می گذرد و شباهنگام را با مطالعه کتابی که ترجمه لیلی گلستانست بگذرانی. کتابی به اسم اگر شبی از شبهای زمستان، مسافری...صفحات اولیه کتاب میخکوبت می کند و دلت می خواهد برای همه آن جملات را بخوانی...چه جایی بهتر از وبلاگ..این هم نوشتاری از ایتالو کالوینو درمورد احترام به کتاب:

" در کتابفروشی، کتابها به تو نگاه غمگینی می اندازند، انگار نگاه سگ هایی که شهرداری جمعشان کرده و حالا از ته قفسشان می بینند که یکی از میانشان در حالیکه صاحبش به دنبالش آمده و قلاده اش را به دست گرفته، می رود.

راحت ترین حالت را برای مطالعه انتخاب کن، هرچند یافتن حالت مطلوب برای خواندن، ساده نیست. در اتوبوس ( یا مترو) میان سایرین ایستاده ای، دستگیره را با یک دست گرفته ای و با دست دیگر کتابت را می خوانی. موقع خواندن به کتاب احترام بگذار. پاهایت از روی میز بردار. باید دور کتاب بچرخی..چرخش به دور کتاب، بخشی از لذت بردن از یک کتاب است. این یک لذت پایدار است. یعنی: خواندن کتاب...."

این چنین است که سفر کوتاهت که از متروی بهشت زهرا شروع شده بود، به متروی نواب ختم می شود و به خود می آیی.

عزیزی می گفت برای چه زنده ایم؟ با مردگان چه فرقی داریم؟ او که دستش از دنیا کوتاه و زیر خاک است و ما دستمان روی خاک..این تن ما هیچ ارزشی ندارد مگر بدون روح..روحمان باید آنقدر بلند باشد که به همه خوبی کنیم. خوب بودن را ترویج دهیم. چه گرم بود صحبت آن عزیز..یادم باشد جواب آن دانشجویی که به دلیل واهی از پاسخ دادن به او منصرف شدم فردا بدهم. یک شب دیگر را باید اینگونه سپری کرد..به قول حافظ، تحمل بایدش...

 

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

بعد از مدتها یک گردهمایی کتابدارانه

خیلی وقت بود که کتابداران انجمنی دور هم جمع نشده بودند. بعد از تقریبا سه ماه امروز یک بار دیگر کتابداران دور هم جمع می شوند تا از سخنرانی سرکار خانم زهره قائینی استفاده ببرند. ساعت چهارونیم بعد از ظهر امروز کتابخانه ملی را فراموش نکنید.

دفاع وبلاگی

هفته گذشته به فاصله دو روز جلسه دفاع از دو پایان نامه در کتابخانه ملی و دانشگاه الزهرا برگزار گردید. هم خانم فرقدان و خانم پاکدامن پس از دفاع از رساله های کارشناسی ارشد خود درجه عالی گرفتند. به این دو کتابدار تبریک عرض میکنیم و برایشان آرزوی موفقیت داریم.

ایست برای نبض کتاب

بالاخره ضبط برنامه های نبض کتاب تمام شد. همانطور که مطلعید این برنامه ها با هدف ترویج فرهنگ مطالعه تهیه شد و به همین دلیل از اساتید کتابداری کتابخوان و اهل مطالعه دعوت شد تا در این برنامه ها شرکت کنند. از هفته آینده نیز این برنامه ها از رادیو گفتگو پخش خواهد شد. ضبط این برنامه ها هم برای خودش تجربه ای جالب بود. اینکه آدم مرتب حواسش به  اتاق فرمان باشد! اینکه منتظر باشی تا کارشناس یک جمله ای بگوید و همان را بسط بدهی و از داخل جمله اش سوالی بر سوالها بیافزایی! اینکه عطسه ات بگیرد و تمام مدت روی صندلی ات ورجه ورجه کنی تا بلکه عطسه خودش درک کند و برود! اینکه ناگهان با یک جمله یا یک حرکت میهمان برنامه به خنده بیافتی! خلاصه تجربه ای بود که به تجربه کردنش می ارزید... از آقای اکبری و خانم میرکیانی برای در اختیار گذاشتن این فرصت ممنونیم. منتظر چهارقسمت پایانی نبض کتاب باشید. ضمن اینکه احتمالا به زودی سی دی این برنامه ها نیز تهیه و توزیع می شود.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

نسیم دفاع...

بوی دفاع می آید..دفاع از پایان نامه...شما هم حسش میکنید؟ بوی مطبوعی است...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:٠٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم