کتابداران فردا

ما مشارکت نمی کنیم، پس انجمن مقصر است!

شاید برای چند دهمین بار باشد که این بحث صورت میگیرد که انجمن اصلا محدود و محصور به هیات مدیره نیست و اگر قرار باشد که کاری در انجمن صورت گیرد با مشارکت اعضاست. اصلا منطقی و قابل قبول نیست که از انجمن انتظار کار و فعالیت داشته باشیم ولی خود هرگز قدمی به سوی فعالیت در آن و کار داوطلبانه برنداریم. یعنی این تعامل فقط یک طرفه باشد و دستی که از سوی انجمن به سوی اعضا برای طلب همکاری دراز شده پس زده شود. تمام تلاشها طی این دوسال این بوده که سیاست دوره های قبلی انجمن ادامه داده شود و حتی تلاش بر این باشد که با توان بیشتری کارهای انجمنی پیش برود، لیکن مرتب شاهد این بوده ایم که انتظارات فقط از انجمن و کمیته های آن است و از مشارکت اعضاء خبری نیست. یعنی همه بار کتابداری ایران، همه چالشها و مشکلات از آموزش بگیرید تا همایش و پژوهش و غیره باید بر دوش انجمن کتابداری ایران باشد ولی اعضا تنها باید ناظر باشند و هر ازگاهی نیز، با غرولند عنوان کنند که: انجمن چه میکند؟! چرا کاری نمیکند؟! اینجا یک سوال مطرح میشود. مشارکت اعضا کجاست؟ کجا باید این نقش را ببینیم؟ کمترین نقش، حضور فعال در همایشها آنهم همایشهای رایگان انجمن است که باز هم شاهد کمترین حضور و کمرنگ ترین نقش هستیم. اما عجیب آن است که به جای اینکه برگردیم و به عملکرد خود به عنوان عضوی از اعضای انجمن بنگریم که ما برای انجمن چه کرده ایم پیکان نقد خود را به سوی خود انجمن می گیریم و چه سیبل و هدفی سهل الوصول تر از انجمن؟!

به آن شلیک میکنیم، بر هدف می زنیم و خیالمان راحت میشود که دیگر مسئولیت از ما ساقط شد. مقصران اصلی عدم استقبال از همایشها را یافتیم! البته این بدان معنا نیست که انجمن جای نقد ندارد و این حق اعضاست که به انتقاد از انجمنی بپردازند که متعلق به حرفه و رشته آنهاست. اما قبل از اینگونه بازاری نقد کردن، باید با خود فکر کنیم که آیا خود ما الفبای کار داوطلبانه و فرهنگ مشارکت را بلدیم؟! اگر آری، که این گوی و این میدان! اگر هم که نه، بحث دیگری است. فعل مشارکت را صرف کنیم، انجمن موفق خواهد بود در غیر این صورت، اگر اعضا مشارکت نکنند و دستی را که انجمن به سویشان دراز کرده نگیرند، تبعات غیر قابل جبرانی در برخواهد داشت که به سود جامعه کتابداری نخواهد بود.

نگرانده این سطور از جانب کمیته همایش های انجمن به وجود برخی کاستی ها و ضعفها در این کمیته اذعان دارد لیکن گلایه ای را نیز میتوان اینچنین مطرح کردکه چرا وقتی ضعفها را می بینیم آستین همکاری و همیاری و مشارکت را بالا نمی زنیم و برای رفع ضعف و کاستی نمی کوشیم؟!  مگر در این کمیته راه خرد جمعی و حلقه های فکری بسته شده است که یاریگر نیستیم؟! وقتی می پرسیم چرا ضعف دارید جوابی هم داشته باشیم که چطور ضعف را برطرف کنید. انجمن یعنی تکیه بر یاری و خرد جمعی همه اعضا. راه همکاری و همفکری باز است و میدان عمل نیز وسیع. 

 اعضای انجمن، نیز باید انجمن را دریابند آنگونه که انجمن به فکر اعضای خویش است و در حال برنامه ریزی و تلاش برای ارتقای بیش از پیش رشته کتابداری در ایران. مشارکت فعال داشته باشیم و بدانیم این مشارکت به نفع کتابداری ایران خواهد بود.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

نصف مال من، نصف مال تو!

چند روز پیش، باز به طور اتفاقی تلویزیون را روشن کردم، فیلم سینمایی بود که از نیمه راه با آن همراه شدم. البته این هم از مزایای سه ماه خانه نشینی است! بعد از چند دقیقه دریافتم که بخشی از زندگی انیشتین را منعکس می کند. اینکه او به واسطه دوستی و آشنایی با ماکس پلانک، گرانت انجام تحقیقات روی نظریه های خود را در دانشگاه برلین دریافت کرد، یک کرسی در دانشگاه به اون داده شد و درجه استادی را نیز دریافت نمود. او به طور جدی روی نظریه هایش، به خصوص سرعت نور، کار می کرد و حتی با دانشمند انگلیسی، ادینگتون مکاتباتی داشت. چون هر دو قوانین نیوتن را نیز مورد بررسی مجدد قرار داده بودند. شاید بتوان این قضیه را یک مورد عینی از همکاری و مشارکت علمی در نظر گرفت. البته جنگ جهانی باعث شد که ارتباطات بین این دو دانشمند، کمرنگ شود و حتی عدم حمایت انشتین از نازی ها منجر شد که او از دانشگاه کنار گذاشته شود و اجازه دریافت و ارسال نامه هم نداشت. اما در نهایت به هدف خود رسید و فرضیه خود را تایید و به نظریه تبدیل کرد. در این میان، حمایت ادینگتون از او بی تاثیر نبود. در این فیلم از زبان ادینگتون جمله ای گفته شد که خیلی تامل برانگیز بود و شاید به حوزه کاری ما خیلی نزدیک باشد. او گفت: علم مال همه است. کسی نمیتواند ادعا کند علم مال من است نه تو! یعنی تصور نکنیم اگر در حوزه ای متخصص هستیم، دیگران حق تجربه و ورود به آن حوزه را ندارند، که صد البته این امر، شرایط خاص خودش را داراست. یا اینکه اگر کتابدار هستیم و کاربران از ما منابعی درخواست کنند تصور نکنیم ما مالک ابدی منابع اطلاعاتی هستیم و نباید دیگران از اطلاعات ما و کتابخانه ما بهره مند شوند. به قول دوست عزیزم، آقای دکتر حاجی زین العابدینی، اطلاعات به اشتراک گذاشته شده، اکنون قدرت محسوب می شود. اگر دانش، اطلاعات و معرفت خود را با دیگران قسمت کردیم، قدرتمند هستیم و در تولید علم در سطح ملی و جهانی و نیز افزایش آگاهی جامعه نقش خواهیم داشت. پس، نصف مال من، نصف مال تو! البته توضیحات راجع به فیلم در ویکی پیدیا آمده است.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم