کتابداران فردا

کتابداری اجتماعی را دریابیم

روز چهارشنبه 18 آبان در دو نشست کوچک و نسبتاً بزرگتر در ایرانداک و کتابخانه پارک شهر شرکت داشتیم. جلسه اول مربوط به نشست مشترک کمیته همایشها و پژوهش بود که نتیجه بحثهای صورت گرفته در آن دستاوردهای قابل توجهی داشت. جلسه با حضور آقای عمرانی، دکتر اسدی، دکتر جمالی و دکتر علیپورحافظی تشکیل شد. به هرحال، پیامهایی که علنی و آشکارا د رمورد استقبال کمرنگ از همایشهای ماهانه انجمن، از سوی مخاطبان آشنا و غریبه منعکس میشد سبب شد تا در مورد تحول در برنامه های عملیاتی جهت بهبود عملکرد همایشها، تصمیم گیری کنیم و همگام با همایش اخیر انجمن که به زودی در سی آبان برگزار می شود، این تغییرات صورت گیرد.

بعد از این جلسه، حدود ساعت پانزده و سی دقیقه، عازم کتابخانه عمومی پارک شهر شدیم تا بازهم چهره بشاش خانم انصاری را ببینیم واز سخنرانی ایشان در نشست مشترک ادکا و نهاد کتابخانه های عمومی کشور با عنوان موانع استفاده از کتابخانه های عمومی انرژی بگیریم. به هرحال، اقای شقاقی از طرف نهاد، نشست را آغاز نمود و پس از سخنان خانم انصاری آغاز شد. فصد این نیست که گزارش این نشست منعکس شود چون در لیزنا و پایگاههای دیگر قابل مطالعه است. اما برخی از کلیدی ترین جملات ایشان را برایتان نقل می کنم:

ما در کشف مخاطبان کتابخانه های عمومی کم کار کرده ایم و به آنها کم توجهی داشته ایم.

کتابدار کتابخانه عمومی باید دارای آزادی عمل در ارائه خدمات باشد.

به جای تکیه بر نیروهای موظف، باید از توانایی نیروهای داوطلب بهره گرفت.

مدیران کتابخانه های عمومی باید از بانوان باشند. برای اداره پر مهر کتابخانه ها به مدیران خانم نیازمند هستیم

باید به کتابداری اجتماعی توجه شود. از تجربیات شورای کتاب کودک و خانه کتابدار بهره گرفت.

از طرف دیگر خانم میرحسنی به عنوان دیگر سخنران این نشست، بر این عقیده بود کتابداران چون در سر جای تخصصی خود قرار ندارند، این مشکلات پیدا میشود. ایشان بر توجه بیشتر رسانه های گروهی خصوصاً رادیو و تلویزیون به کتابخانه ها و مطالعه تأکید داشتند. اما، شخصاً در این جلسه، درسی گرفتم که کلام قبل از به زبان آمدن باید کاملاً جویده شود، مستدل و مستند باشد و  بدون تفکر و تأمل از ذهن و زبان بیرون ریخته نشود. درسی که خانم انصاری با متانت و صبوری خود به همه، از جمله نگارنده سطور به صورت غیرمستقیم دادند.

بعد از جلسه، باتفاق دوستان ادکایی، در راه بازگشت از همکاریهای انجمن و ادکا صحبت می کردیم. بحث به درازا کشید و ناگزیر، یک مغازه ساندویچی نیمه تمیز را برای اجتناب از مرگ در اثر سرما و نیز گرسنگی، و همینطور ادامه بحث انتخاب کردیم. هنگام ترک مغازه، صاحب آن که با صبوری به بحثهای ما نیز گوش میکرد پرسید ببخشید شما تئاتری هستید؟! چون همه اش از همایش حرف می زنین! دوستان ایشان را توجیه کردند!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:۱۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم