وقت رفتن است - کتابداران فردا

کتابداران فردا

تا نگاه می کنی...

یک عالمه کار مانده...یک عالمه کار ناتمام. از مقاله و همایش بگیرید تا کتاب برگرفته از بخشهای مختلف پایان نامه و غیره تا کارهای انجمن...تا رسیدگی به امور داخله! اما چه کنیم که زمان فقط 24 ساعت است. ساعت سه صبح بیدار میشویم برای انجام کارها و باز می بینیم که همسایگان گرامی، باز لامپ داخل راهرو را روشن گذاشته اند، آن وقت با غیظ به پایین میرویم و ناغافل، دنگ! چیزی به کله مبارکمان می خورد! پنجره ای را یک شیرپاک خورده باز گذاشته و باید صاف به این سر اصابت کند! پنج و بیست دقیقه از منزل بیرون میزنیم تا به کلاس هشت صبح برسیم. کلی مطلب جدید آماده کرده ایم برای کلاس امروز. هشت، هشت و ربع، هشت و نیم...نخیر. نیامدند. کلاس تشکیل نشد. برمیگردیم دانشکده و به اتاق. میرویم سراغ تکمیل کتابشناسی وبلاگ. تا حدودی سروسامان می گیرد. ولی هنوز کار دارد. باید تا آخر آذر تمام شود. طرح ناقص دانشگاه و یکی دو جای دیگر روی دستمان مانده. بین این همه کار نابلدی خدارا شکر برای برخی دیگر کارها حداقل بلدیم نه بگوییم! وگرنه معلوم نبود چه میشد! واقعاً تا نگاهی میکنی وقت رفتن است! ساعت 15 میشود و باید رفت. یک روز ناقص دیگر...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:۳٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم