کتابداران فردا

ثبت نام یارانه ها در کتابخانه های عمومی

از دیروز که ثبت نام یارانه ها شروع شده، دیگر صاحبان کافی نتها وقت سر خاراندن ندارند. عمده کارشان شده ثبت نام افرادی که در منزل دسترسی به اینترنت ندارند و حتی به مشتریان خود نوبت میدهند. چند تایی از همسایه های ما که سن و سالشان بالا بود و توان این را نداشتند در صف انتظار کافی نت بایستند مشخصاتشان را به ما دادند تا برایشان کار ثبت نام را انجام دهیم. در حین انجام این کار، این موضوع و ایده به ذهنمان رسید که شاید کتابخانه های عمومی هم میتوانستند در این کار مشارکت کنند تا این کار تقسیم شود و کتابداران هم در این قضیه کمک کرده باشند. به این ترتیب، افراد زیادی میتوانستند به کتابخانه های عمومی محله خود مراجعه کنند و این کار سبب می شد کتابداران از فرصت استفاده کرده و اعضای بالقوه را به اعضای بالفعل تبدیل کنند و در واقع، اعضای جدید بگیرند و اعضای قبلی را هم حفظ کنند. شاید به این ترتیب به مفهوم کتابداری اجتماعی و نقش کارکردی عمومی کتابخانه ها بیشتر نزدیک می شدیم.

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٥:۱٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

نویسنده را بشناس

رولد دال را همه می شناسید. نویسنده کتابهای ماتیلدا، غول بزرگ مهربان، چارلی و کارخانه شکلات سازی...سال 1385 در جمعه های تعطیل و افسرده کننده خوابگاه در اهواز، کتاب درمانی می کردیم! خواند کتابهای ماتیلدا، مانولیتو و غیره باعث می شد این یک روز تعطیل را با آرامش طی کنیم و قلم رولد دال که چند کتاب معروف را ا زآن خواندم معرکه بود. هر چند بیشتر مخاطبش کودکان و نوجوانان بودند. ولیکن چند وقت پیش کتابی را از او خریدم به اسم داستانهای چشم نداشتنی یا غیر منتظره که مجموعه داستانهای کوتاه خواندنی و غیر قابل پیش بینی بود. نوع ادبیات با کتابهایی که تاکنون از او خوانده بودم متفاوت بود. به طوریکه اصلاً شک کردم او رونالد دال باشد. روزی داشتم در مترو ایستگاه توحید این کتاب را میخواندم. قطار آمد و کتاب به دست وارد و در جایی مستقر و مشغول مطالعه شدم. دیدم جوانکی هی به کتاب نگاه می کند هی سرک می کشد. نگاهش کردم. انگار منتظر این ارتباط بود. جوانکی با موهای تراشیده که حدس زدم باید سرباز باشد.

ساک بزرگش را به زحمت برداشت و به سمتم آمد. گفت این کتاب را از رولد دال نخوانده م. بعد راجع به کتابهایش صحبت کردیم. از ماتیلدا بگیرید تا بقیه کتابها. ولی هر چی به مخیله مان فشار آوردیم کتابی با اسمی که در حال خواندنش بودم نیافتیم! سر آخر حدس زدیم شاید تشابه اسمی باشد. پیش خودم گفتم ای کاش کتاب را به او بدهم که بخواند ولی رفت! به منزل که رسیدم سریع رولد دال را جستجو کردم و دیدم که بله در نوع داستانهای بزرگسالان و مجموعه داستانهای کوتاه کتاب کذایی نیز بود! افسوس خوردم که چرا کتابم را به او ندادم تا بخواند...حیف...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٧:۳۳ ‎ق.ظ ; جمعه ٩ اسفند ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

دو تا عضو!

هفته قبل رفته بودیم کتابخانه عمومی محل، چند تا آگهی عضویت رایگان در کتابخانه را از کتابدار گرفتیم تا در تابلوی آگهی های کتابخانه نصب کنیم. آگهی را همراه با چند کارت عضویت در تابلو قرار دادیم و زیر آن نوشتیم لطفاً بعد از تکمیل به واحد ما تحویل دهند. دو سه روزی خبری نشد تا اینکه دیشب دو نفر از اعضای ساختمان کارتهای کتابخانه را تکمیل شده آوردند و اصرار هم داشتند که حتماً سریع کارشان راه بیفتد. هرچند که تأکیدشان بر این بود که میخواهند درآنجا درس بخوانند ولی گفتیم همین هم غنیمت است، پایشان به کتابخانه باز شود، برای بعد از آن هم کم کم به سمت کتابها و مجلات کتابخانه خواهد رفت. شاید این، بخشی از مفهوم وسیع کتابداری عمومی یا کتابداری اجتماعی باشد...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۳:٤٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

کتابداری اجتماعی را دریابیم

روز چهارشنبه 18 آبان در دو نشست کوچک و نسبتاً بزرگتر در ایرانداک و کتابخانه پارک شهر شرکت داشتیم. جلسه اول مربوط به نشست مشترک کمیته همایشها و پژوهش بود که نتیجه بحثهای صورت گرفته در آن دستاوردهای قابل توجهی داشت. جلسه با حضور آقای عمرانی، دکتر اسدی، دکتر جمالی و دکتر علیپورحافظی تشکیل شد. به هرحال، پیامهایی که علنی و آشکارا د رمورد استقبال کمرنگ از همایشهای ماهانه انجمن، از سوی مخاطبان آشنا و غریبه منعکس میشد سبب شد تا در مورد تحول در برنامه های عملیاتی جهت بهبود عملکرد همایشها، تصمیم گیری کنیم و همگام با همایش اخیر انجمن که به زودی در سی آبان برگزار می شود، این تغییرات صورت گیرد.

بعد از این جلسه، حدود ساعت پانزده و سی دقیقه، عازم کتابخانه عمومی پارک شهر شدیم تا بازهم چهره بشاش خانم انصاری را ببینیم واز سخنرانی ایشان در نشست مشترک ادکا و نهاد کتابخانه های عمومی کشور با عنوان موانع استفاده از کتابخانه های عمومی انرژی بگیریم. به هرحال، اقای شقاقی از طرف نهاد، نشست را آغاز نمود و پس از سخنان خانم انصاری آغاز شد. فصد این نیست که گزارش این نشست منعکس شود چون در لیزنا و پایگاههای دیگر قابل مطالعه است. اما برخی از کلیدی ترین جملات ایشان را برایتان نقل می کنم:

ما در کشف مخاطبان کتابخانه های عمومی کم کار کرده ایم و به آنها کم توجهی داشته ایم.

کتابدار کتابخانه عمومی باید دارای آزادی عمل در ارائه خدمات باشد.

به جای تکیه بر نیروهای موظف، باید از توانایی نیروهای داوطلب بهره گرفت.

مدیران کتابخانه های عمومی باید از بانوان باشند. برای اداره پر مهر کتابخانه ها به مدیران خانم نیازمند هستیم

باید به کتابداری اجتماعی توجه شود. از تجربیات شورای کتاب کودک و خانه کتابدار بهره گرفت.

از طرف دیگر خانم میرحسنی به عنوان دیگر سخنران این نشست، بر این عقیده بود کتابداران چون در سر جای تخصصی خود قرار ندارند، این مشکلات پیدا میشود. ایشان بر توجه بیشتر رسانه های گروهی خصوصاً رادیو و تلویزیون به کتابخانه ها و مطالعه تأکید داشتند. اما، شخصاً در این جلسه، درسی گرفتم که کلام قبل از به زبان آمدن باید کاملاً جویده شود، مستدل و مستند باشد و  بدون تفکر و تأمل از ذهن و زبان بیرون ریخته نشود. درسی که خانم انصاری با متانت و صبوری خود به همه، از جمله نگارنده سطور به صورت غیرمستقیم دادند.

بعد از جلسه، باتفاق دوستان ادکایی، در راه بازگشت از همکاریهای انجمن و ادکا صحبت می کردیم. بحث به درازا کشید و ناگزیر، یک مغازه ساندویچی نیمه تمیز را برای اجتناب از مرگ در اثر سرما و نیز گرسنگی، و همینطور ادامه بحث انتخاب کردیم. هنگام ترک مغازه، صاحب آن که با صبوری به بحثهای ما نیز گوش میکرد پرسید ببخشید شما تئاتری هستید؟! چون همه اش از همایش حرف می زنین! دوستان ایشان را توجیه کردند!

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ٢:۱۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم